یعنی چه
پلیته به معنای تکه پارچه، پنبه یا ریسمان تابدادهشدهای است که در چراغهای روغنی و نفتی قدیمی قرار میگرفت تا سوخت را بالا بکشد و روشن بماند. همچنین در طب سنتی به لوله باریکی از پنبه که برای جذب چرک و خون در زخم یا بینی میگذاشتند، پلیته میگفتند.
تلفظ
این واژه در لغتنامههای معتبر با فتح پ و کسر لام (پَلِیتَه) یا با ضم پ (پُلِیتَه) ضبط شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، این کلمه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «فتیله چراغ قدیمی»، «کهنه چراغ» یا «رشته پنبهای چراغ» به کار میرود.
به انگلیسی
واژه Wick در زبان انگلیسی دقیقاً به معنای فتیله شمع یا چراغهای روغنی و نفتی است.
به عربی
در زبان عربی واژههای فتیله و ذباله دقیقترین معادلها برای این مفهوم هستند؛ شایان ذکر است که لغتنامههایی چون برهان قاطع و دهخدا اشاره کردهاند که واژه عربی «فتیله» معربشدهٔ همین واژه فارسی «پلیته» یا «پتیله» است.
به فارسی
مترادفهای رایج این واژه در زبان فارسی شامل فتیله، پتیله و پیلته هستند که دگرگونشده یا همریشه با آن به شمار میروند.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی، پلیته نماد جانفشانی، سوختن و فنا شدن برای بخشیدن نور و گرما به دیگران است. همچنین در اشعار حکمی مانند سرودههای ناصرخسرو، در کنار روغن کنایهای از ابزار علم و عمل برای روشن کردن چراغ دل و اندیشه است.
جمعبندی و توضیح کامل پلیته
واژه «پلیته» یکی از کلمات اصیل، کهن و لغوی زبان فارسی است که در گذشته کاربرد فراوانی داشته و امروزه جای خود را به شکل معرب آن یعنی «فتیله» داده است. این واژه به تکه پارچه، پنبه یا ریسمان تابیدهای اطلاق میشد که در چراغهای روغنی یا نفتی قدیمی قرار میگرفت تا با جذب ماده سوختنی، روشنایی تولید کند. جالب اینجاست که طبق نظر زبانشناسان و لغتنامههای معتبری نظیر دهخدا، کلمه فتیله در عربی برگرفته از همین پلیته یا پتیله فارسی است.
علاوه بر کاربرد روشنایی، پلیته در پزشکی سنتی و کهن نیز به عنوان لولهای از جنس پنبه یا پارچه برای قرار دادن در زخمها جهت جذب عفونت و خون استفاده میشد. در ادبیات فارسی نیز این کلمه بار معنایی و نمادین زیبایی دارد و شاعران از آن به عنوان نمادی برای ایثار، سوختن در راه هدایت دیگران و پیوند میان علم و عمل یاد کردهاند.