تلفظ
این عبارت از دو واژهٔ «گنجور» (در فارسی میانه ganjwar) و فعل خطابی/مصدری «شدن» ترکیب شده و به صورت روان و بدون تشدید تلفظ میشود.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول به معنی صاحب خزانه یا ثروت شدن، عبارت اصلی دارای ۸ حرف است.
به انگلیسی
با توجه به دو جنبهٔ معنایی واژه، هم در مفهوم کسب دارایی فراوان و هم در مفهوم به عهده گرفتن منصب خزانهداری ترجمه میشود.
به عربی
در متون عربی بسته به سیاق مادی (توانگری) یا ساختار حکومتی قدیم (خزانهداری) از افعال و ترکیبات فوق استفاده میگردد.
به فارسی
این مصدر مرکب کهن در زبان فارسی به معنی مالک ثروت فراوان شدن یا دستیافتن به رتبهٔ نگهبانی از گنجینهها است. متضاد آن نیز مفلس شدن، فقیر شدن و تهیدست گشتن است.
در قرآن
ترکیب فارسی «گنجور شدن» در متن قرآن کریم وجود ندارد؛ اما از نظر مفهوم مادیِ داشتن گنج، به داستان ثروت قارون و واژهٔ «الْكُنُوز» (سوره قصص) یا عبارت «أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ» (سوره هود) اشاره شده است.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی (مانند اشعار ناصرخسرو)، گنجور شدن نماد عینی ثروت مادی نیست، بلکه استعارهای است از آراسته شدن به علم و حکمت. همچنین در اصطلاحات عرفانی، گنجور به عنوان نماد عارف یا انسان کاملی است که امانتدار اسرار الهی روی زمین میشود.
جمعبندی و توضیح کامل گنجور شدن
عبارت «گنجور شدن» یک مصدر مرکب کهن و اصیل در زبان فارسی است که از ریشه پهلوی (ganjbar) نشئت میگیرد. این واژه در سیر تحول خود از معنای حقیقی و اداریِ «به منصب خزانهداری رسیدن» به معنای عامترِ «صاحب ثروت و متمول شدن» تغییر کاربرد داده است.
علاوه بر جنبههای مادی، این واژه در ادبیات منظوم و عرفانی ایران جایگاه ویژهای دارد؛ به طوری که شاعران بزرگ از آن به عنوان استعارهای برای کسب کمالات معنوی، دانایی و دستیافتن به گنجینه حکمت یاد کردهاند و فرد دانا را گنجورِ واقعی علم دانستهاند.