یعنی چه
عشاق جمع مکسر کلمه «عاشق» است و به افرادی اشاره دارد که دلباخته، شیفته و دوستدار کسی یا چیزی هستند. علاوه بر این، عشاق در موسیقی سنتی ایرانی نام یکی از گوشههای معروف در دستگاه همایون و آواز اصفهان و همچنین یکی از دوازده مقام اصلی موسیقی قدیم ایران است.
مترادف
واژههایی که معنای مشابهی با عشاق دارند و برای اشاره به افراد دلباخته استفاده میشوند.
هم خانواده
کلماتی که از ریشه ثلاثی مجرد «عشق» مشتق شدهاند و با مفهوم دلبستگی شدید مرتبط هستند.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی به صورت عُشّاق (با ضمه روی حرف عین و تشدید روی حرف شین) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه عشاق به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مانند «جمع عاشق» یا «از گوشههای موسیقی ایرانی» به کار میرود و دقیقاً ۴ حرف دارد.
به انگلیسی
رایجترین معادلها در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم عشاق هستند.
به عربی
واژههایی که در زبان عربی برای اشاره به این مفهوم یا به عنوان معادل جمع کاربرد دارند.
به ترکی
معادل کلمه عشاق در زبان ترکی استانبولی و عثمانی.
به فارسی
برگردان و معادل خالص اصیل فارسی این کلمه، «عاشقان»، «دلدادگان» یا «شیفتگان» است.
جمعبندی و توضیح کامل عشاق
واژه «عشاق» جمع مکسر عربی از ریشه «عشق» است که وارد زبان فارسی شده و به معنای عاشقان، دلباختگان و شیفتگان به کار میرود. لغتشناسان ریشه این واژه را به گیاه پیچک یا «عَشَقه» تشبیه کردهاند که به دور درخت میپیچد و آن را کاملاً در بر میگیرد، که استعارهای از احاطه شدن وجود انسان توسط محبت شدید است.
این کلمه در ادبیات فارسی و عرفانی جایگاه بسیار ویژهای دارد و نماد سالکان کوی حقیقت، فداکاری و پیوند روحانی میان انسان و معشوق ازلی (خداوند) است. در شعر کلاسیک، عشاق معمولاً با نمادهایی چون بلبل در برابر گل یا پروانه در برابر شمع تصویر میشوند. جالب اینجاست که خود کلمه عشاق یا ریشه آن در متن قرآن به کار نرفته و برای این مفهوم از واژههایی چون «حب» یا «ود» استفاده شده است.
علاوه بر جنبه لغوی، «عشاق» در فرهنگ و هنر ایرانی یک اصطلاح مهم موسیقی نیز هست. این واژه نام یکی از گوشههای آواز اصفهان و دستگاه همایون است و در موسیقی قدیم ایران نیز به عنوان یکی از دوازده مقام اصلی شناخته میشده است.