یعنی چه
این عبارت در معنای حقیقی به معنی برخاستن و بالا رفتن دود بر اثر سوختن و آتشافروزی است. در ادبیات فارسی و متون کهن، به صورت کنایی در مفهوم آه کشیدن از سر حسرت و غم، سوختن از آتش عشق، و همچنین ویرانی و پایمال شدن یک مکان یا دودمان به کار میرود.
تلفظ
تلفظ واژه به صورت فتحة بر روی خاء و سکون سین و تاء است. واژه «خاستن» در اینجا به معنی بلند شدن و برخاستن است و نباید با «خواستن» به معنی طلب کردن اشتباه شود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این مدخل به عنوان نشانه یا اثر آتش، ۸ حرف دارد و خود کلمه «دود خاستن» است.
به انگلیسی
برای توصیف این حالت در زبان انگلیسی از ترکیبهایی که به بالا رفتن، متصاعد شدن یا انتشار دود اشاره دارند استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی از ریشه «صعد» یا «رفع» همراه با واژه «دخان» برای رساندن این مفهوم استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای امروزیتر و روانتر این ترکیب در زبان فارسی شامل «دود بلند شدن»، «دود برآمدن» و «دود کردن» است. واژههای مترادف تککلمهای مانند «دخان» (به معنی خودِ دود) نیز با آن ارتباط معنایی دارند.
نماد چیست
این عبارت نمادِ بارز اثر و نشانه است (بر اساس قاعدهی تا آتشی نباشد، دودی برنمیخیزد). همچنین در فرهنگ و ادبیات، نمادی از ویرانی، جنگ و فنا شدن، و در اشعار سبک هندی، نمادِ سوز و گداز درونی و آهِ برخاسته از دلِ عاشق است.
جمعبندی و توضیح کامل دود خاستن
ترکیب «دود خاستن» یک ترکیب فعلی و وصفی کهن در زبان فارسی است که از دو واژهٔ اصیل «دود» (بخار تیره حاصل از سوختن) و «خاستن» (به معنی بلند شدن و پدید آمدن) تشکیل شده است. اگرچه این عبارت به صورت یک مدخل مستقل و جداگانه در فرهنگهای لغت معیار نظیر معین و عمید ثبت نشده، اما معنای آن به وضوح از ترکیب اجزای آن پدید میآید و در زبان ادبی کاربرد فراوان دارد.
این عبارت علاوه بر معنای حقیقی خود که همان متصاعد شدن دود از آتش است، در ادبیات کنایی فارسی مفاهیم عمیقی چون حسرت، ناامیدی، سوختن از غم عشق و حتی ویرانی کامل یک سرزمین یا خانه را افاده میکند؛ چنانکه صائب تبریزی نیز در اشعار خود از این تصویرسازی برای نشان دادن آتش دل بهره برده است.