معنی
قسیم در اصل به دو معنای محوری به کار میرود: نخست در نقش صفت فاعلی به معنی بخشکننده، مقسم و توزیعکننده؛ و دوم در معنای صفتی برای اشاره به فردی زیبا، خوشسیما، باوقار و جمیل.
یعنی چه
این واژه یعنی کسی که چیزی را میان دیگران بخش میکند یا شریک در سهم و نصیب است. در ادبیات فارسی نیز به شخص خوشچهره و خوبرو (همانند تعبیر سعدی: قسیم جسیم بسیم وسیم) اطلاق میشود.
مترادف
واژههایی چون مقسم، موزع و توزیعکننده در معنای اول؛ و کلماتی نظیر جمیل، زیبا و وسیم در معنای دوم، مترادفهای اصلی آن هستند.
ریشه
این کلمه وامواژهای عربی در فارسی است که از ریشه ثلاثی (ق-س-م) به معنی تقسیم کردن، سهم دادن، جدا کردن بخشها یا سوگند خوردن مشتق شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی، برای راهنمای «بخشکننده» یا «خوشسیما»، واژه ۴ حرفی «قسیم» یک پاسخ دقیق است.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، در معنای ساختاری از کلمات Divider یا Distributor و در معنای توصیف ظاهر از واژه Handsome استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی علاوه بر خودِ صورت «قَسيم»، از واژههای مُقسِّم برای توزیعکننده و جمیل یا وسیم برای بیان زیبایی ظاهر استفاده میگردد.
به فارسی
برگردان خالص و دقیق فارسی این واژه بر پایه کاربرد آن، کلماتی مانند «بخشکننده»، «دادگرِ سهمها» یا «خوشچهره» است.
جمعبندی و توضیح کامل قسیم
واژه «قسیم» یک کلمه ریشهدار عربی است که وارد زبان فارسی شده و در دو قلمرو معنایی کاملاً متفاوت کاربرد دارد. در یک سو، این واژه مفهوم مادی یا معنویِ تقسیمگری، توزیعکنندگی و شراکت در سهم را افاده میکند و در سوی دیگر، در متون کهن ادبی به عنوان صفتی برای ستایش زیبایی، وقار و حسن مطلع چهره به کار میرود.
در فرهنگ و باورهای مذهبی، این واژه به دلیل کاربرد آن در احادیث اسلامی تداعیگر مفاهیمی همچون عدالت، تفکیک حق از باطل و توازن است؛ به ویژه در لقب معروف امیرالمؤمنین علی (ع) با عنوان «قسیم النار و الجنة» که نمادی بلندمرتبه از سنجش اعمال و تفکیک سره از ناسره در روز جزا به شمار میرود.
این واژه گرچه امروزه در گفتارهای روزمره فارسی کمتر شنیده میشود، اما در ادبیات کلاسیک، متون فقهی-حقوقی و همچنین به عنوان نام کوچک مردان در کشورهای اسلامی همچنان اصالت و پویایی خود را حفظ کرده است.