یعنی چه
این واژه در ادبیات فارسی به دو معنای ظاهری و کنایی به کار میرود؛ در بیان ظاهری به معنای داشتن جثه و اندامی تمیز، زیبا و بدون نقص (خوشسیما و خوشتراش) است و در مفهوم کنایی و اخلاقی، به فردی پاکدامن، عفیف و منزه از آلودگیهای رفتاری اشاره دارد.
تلفظ
این ترکیب از دو بخش «پاکیزه» (pākīze) به معنای تمیز و «پیکر» (peykar) به فتح پ و سکون ی و ک، به معنای اندام و شکل ساخته شده است.
در جدول
پاسخ دقیق و ۱۰ حرفی برای پرسشهای جدول کلمات متقاطع، خودِ واژه «پاکیزه پیکر» است. نمونههای کوتاهتر مانند خوشاندام نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
برای انتقال مفاهیم ظاهری و اخلاقی این واژه در زبان انگلیسی از ترکیباتی که به پاکی جسم یا عفت باطن اشاره دارند استفاده میشود.
به فارسی
واژههای مترادف و هممعنی فارسی آن شامل آراستهتن، نظیفپیکر، خوشسیما، نکومنظر، سادهتن و حورپیکر هستند که در متون نظم و نثر به جای آن مینشینند.
در قرآن
ترکیب «پاکیزه پیکر» یک ساختار وصفی خالص فارسی است و در متن قرآن کریم به کار نرفته است؛ اما با واژگانی چون «مُطَهَّر» یا «طَیِّب» از نظر معنایی قرابت بالایی دارد.
نماد چیست
در ادبیات نمادین و اشعار کلاسیک فارسی، این واژه نماد انسانی است که زیبایی مادی او با تجلی عفت و معصومیت فرشتهگونه همراه شده است؛ مانند توصیف معشوق در شعر سعدی: «دو پاکیزه پیکر چو حور و پری / چو خورشید و ماه از نکومنظری»
جمعبندی و توضیح کامل پاکیزه پیکر
واژه «پاکیزه پیکر» یک صفت مرکب بیانی و کنایی در زبان و ادبیات فارسی است که از ترکیب دو بخش ایرانی «پاکیزه» (به معنی خالص و تمیز) و «پیکر» (به معنی صورت، شکل و اندام) پدید آمده است. این کلمه اصیل بیش از هر چیز در اشعار کلاسیک فارسی برای توصیف معشوق یا فرشتگان به کار رفته و بار معنایی کاملاً مثبت و ستایشآمیزی دارد.
از نظر مفهومشناسی، این واژه پیوند زیبایی میان طهارت ظاهر و سلامت باطن برقرار میکند. در واقع، نهتنها به جلوه مادی و اندام آراسته و بدون نقص اشاره دارد، بلکه کنایه از عفت، پارسایی و دوری از آلودگیهای اخلاقی است؛ به گونهای که زیبایی بیرونی فرد را بازتابی از معصومیت درونی او جلوه میدهد.