یعنی چه
غمازه صفت مؤنث از ریشه غمز است و در سه معنای عمده به کار میرود: نخست، زنی که با چشم و ابرو ناز و کرشمه میکند (عشوهگر)؛ دوم، زنی که سخنچینی و افشاگر راز میکند؛ و سوم، در کاربرد معاصر زبان عربی، به معنای چال گونه یا چال خنده در چهره است.
تلفظ
این واژه با فتح غین و تشدید ميم مفتوح به صورت «غَمّازه» تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ به عنوان صفت عشوهگر یا سخنچین ۵ حرفی، واژه «غمازه» است.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، معادلهای انگلیسی آن برای زیبایی چهره، سخنچینی یا کرشمه متفاوت است.
به عربی
در عربی معاصر الغمّازة بیشتر برای چال خنده روی صورت و لپ کاربرد دارد.
به ترکی
در ترکی استانبولی واژه غماز عینا در مفهوم سخنچینی به کار میرود و غمزلی به معنای چالدار است.
به فارسی
برگردانها و معادلهای مستقیم فارسی این کلمه شامل واژههای عشوهگر، کرشمهباز، نمام، رازلوکننده و چال گونه است.
جمعبندی و توضیح کامل غمازه
واژه غمازه ریشه در زبان عربی (ثلاثی غمز) دارد و در ادبیات فارسی کلاسیک بیشتر به عنوان نمادی از دلبری مقتدرانه معشوق، عشوهگری چشم و ابرو و گاه افشای اسرار و سخنچینی به کار رفته است. در قرآن کریم خود این کلمه نیامده، اما فعل همخانواده آن (یتغامزون) به معنای اشاره با چشم و ابرو برای تمسخر دیده میشود.
امروزه این واژه در فرهنگ عامه و زبان معاصر، به واسطه معنای مدرن عربی آن، به عنوان «چال گونه» یا چال خنده نیز شناخته میشود که نمادی از زیبایی، نمک و جذابیت چهره به شمار میرود. بنابراین غمازه طیفی از مفاهیم ظریف ادبی تا ویژگیهای ظاهری صورت را در بر میگیرد.