یعنی چه
این واژه در دو معنای عمده به کار میرود: نخست در امور مالی به معنی پول حاضر، نقد و پرداختشده؛ دوم در حوزه ادبیات و فرهنگ به معنی سخن یا اثری که سنجیده، سره و مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. گاهی نیز در عرف به امر نکوهششده یا خلاف هنجار اشاره دارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با فتح میم، سکون نون، ضم قاف و واو کشیده به صورت [مَنقُود] است.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول، واژه منقود به عنوان معادل ۵ حرفی برای کلماتی نظیر پول نقد، سرمایه حاضر، کلام بررسیشده یا سرهشده کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد، در مسائل مالی معادل پول نقد و در متنهای تحلیلی معادل مورد ارزیابی و انتقاد واقعشده است.
به عربی
این واژه ریشه اصیل عربی دارد و به عنوان اسم مفعول در هر دو معنای مالی و تحلیلی در زبان عربی استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این کلمه شامل «نقد» و «حاضر» در امور مادی، و «سره»، «سنجیده» یا «بررسیشده» در امور معنوی و کلامی است.
در قرآن
واژه منقود با این صیغه و ساختار در قرآن کریم به کار نرفته است، هرچند ریشههای سه حرفی مرتبط با امور مالی و سنجش در آیات دیگر وجود دارد.
نماد چیست
این واژه بار نمادین یا اسطورهای خاصی در فرهنگ عامه ندارد، اما در ادبیات مکتوب نمادی از مال بدون وعده (نقد) یا موضوعی است که سره از ناسره آن جدا شده است.
جمعبندی و توضیح کامل منقود
واژه «منقود» یک اسم مفعول ۵ حرفی مشتق از ریشه عربی «ن ق د» است که در زبان و ادبیات فارسی کاربردی دوگانه دارد. از یک سو در مباحث مالی و اقتصادی به معنای ثروت حاضر، پول نقد و سرمایه آمادهای است که ارزش آن پرداخت شده و در برابر واژگانی چون نسیه و مؤجل قرار میگیرد. از سوی دیگر، در فضای نقد، ادبیات و سنجش به کلام، اثر یا رفتاری اطلاق میشود که مورد ارزیابی، انتقاد و بررسی دقیق قرار گرفته تا سره از ناسره آن مشخص شود.
گاهی در کاربردهای قدیمیتر یا عرفی، این کلمه بار معنایی نکوهش اجتماعی نیز به خود میگیرد و به امری اشاره دارد که مورد پسند عرف نیست. توجه به املای صحیح این واژه اهمیت بالایی دارد، چرا که نباید با کلمات همآوا یا مشابهی مانند «مفقود» (گمشده) یا «منقاد» (مطیع و فرمانبردار) اشتباه گرفته شود.