یعنی چه
بخار در لغت به گازی میگویند که بر اثر حرارت و گرما از مایعات یا جامدات مرطوب جدا شده و به هوا میرود. این واژه در ادبیات فارسی به صورت مجازی نیز به معنای دمه، تف، فوران گرما و یا احساس شدید و تب به کار میرود.
هم خانواده
واژههای همخانواده بخار عمدتاً از ریشه عربی آن مشتق شدهاند و بر مفهوم گاز، دود یا فرآیند تبدیل مایع به گاز دلالت دارند.
ریشه
در بیشتر فرهنگهای لغت معتبر مانند دهخدا و معین، این واژه اصالتاً عربی و از ریشه «ب-خ-ر» به معنای برخاستن بو، دود یا دمه معرفی شده است. هرچند برخی پژوهشگران به ریشههای کهن ایرانی مانند واژه اوستایی bāδa یا پهلوی buxār اشاره کردهاند، اما در ساختار فعلی یک وامواژه عربی محسوب میشود.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، برای راهنمای «گاز برخاسته از آب» یا «دمه و تف»، پاسخ اصلی کلمه ۴ حرفی «بخار» است. طراحان جدول گاهی از مترادفهای ۲ یا ۴ حرفی آن نیز استفاده میکنند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به نوع و منشأ گاز، واژههای متفاوتی وجود دارد؛ برای بخار حاصل از جوشیدن آب از Steam استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی نیز از همین واژه برای اشاره به حالت گازی ماده استفاده میشود و جمع تکسیر آن أبخرة است.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی، واژه Buhar دقیقاً به همان معنای بخار آب و گاز حاصل از تبخیر به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل بخار
بخار پدیدهای فیزیکی و ملموس است که از تغییر حالت مایعات به گاز، بهویژه در اثر حرارت پدید میآید. این واژه اگرچه ریشهای عربی دارد، اما قرنهاست که در زبان و ادبیات فارسی جا افتاده و کاربردهای گستردهای پیدا کرده است. در علم فیزیک و صنعت، بخار مظهر انرژی، حرکت و پیشرانِ انقلاب صنعتی شناخته میشود.
در حوزه ادبیات و عرفان، بخار به دلیل ظاهر شدن ناگهانی و محو شدن سریعش در هوا، نمادی از ناپایداری، گذرا بودن دنیا و بیثباتی کارهای بینتیجه است. همچنین در تعابیر عامیانه، این کلمه برای نشان دادن حرارتِ درونی، غیرت، تکاپو و یا حتی عصبانیت شدید به کار میرود که نشاندهنده تنوع معنایی این واژه در فرهنگ ماست.