یعنی چه
بلیغ در لغت به معنای رساننده است و به سخن یا سخنوری اطلاق میشود که کلامش کاملاً روشن، درستبیان و نافذ باشد، بهطوری که بیشترین تأثیر را روی شنونده بگذارد. این واژه در متون کهن گاهی به معنای «سخت، کامل و تمام» نیز به کار رفته است (مانند جدّ بلیغ).
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه عربی «ب-ل-غ» (balagha) گرفته شدهاند که معنای اصلی آن رسیدن، کامل شدن و رساندن پیام است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با فتح حرف اول (بَ) و سکون حروف بعدی به صورت [bæliːɢ] است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه ۴ حرفی «بلیغ» معمولاً در پاسخ به راهنماهای «سخن رسا»، «کلام نافذ» یا «شیوا» کاربرد دارد.
به انگلیسی
رایجترین و دقیقترین معادل برای واژه بلیغ در ادبیات انگلیسی کلمه Eloquent است که به توانایی بیان نافذ و زیبا اشاره دارد.
به فارسی
معادلهای اصیل فارسی این واژه کلماتی چون رسا، گویا و شیوا هستند که مفهوم رساندنِ کامل معنا و زیبایی بیان را در خود دارند.
نماد چیست
برای واژه «بلیغ» نماد مادی یا حیوانی رسمی وجود ندارد؛ اما در فرهنگ و ادبیات فارسی، «زبان گشاده و شیرین» یا پرندگانی خوشخوان مانند «بلبل» به کنایه نماد فصاحت و بلاغت به شمار میروند. این مفهوم در علم بلاغت، در کنار فصاحت، یکی از پایههای اصلی بیان مؤثر است.
جمعبندی و توضیح کامل بلیغ
واژه «بلیغ» صفت مشبهه از ریشه عربی «ب-ل-غ» است که در اصل به معنای رسیدن به حد کمال و رساندن پیام به بهترین شکل ممکن است. در ادبیات فارسی و عربی، این کلمه به سخن یا سخنوری اطلاق میشود که کلامش علاوه بر درستیِ ساختار (فصاحت)، چنان رسا، شیوا و نافذ باشد که مستقیماً در دل و جان مخاطب اثر بگذارد و مراد نویسنده یا گوینده را به کاملترین شکل منتقل کند.
این واژه اصالت قرآنی نیز دارد و در آیه ۶۳ سوره مبارکه نساء به صورت «قَوْلاً بَلِیغاً» به معنای سخنی رسا و اثرگذار به کار رفته است. در فرهنگ عامه و جداول کلمات متقاطع، این کلمه چهار حرفی به عنوان مترادف کلماتی چون گویا، چیرهزبان و فصیح شناخته میشود و در توصیف هنرمندان، خطیبان و نویسندگان بزرگ به کار میرود.