یعنی چه
این عبارت ترکیبی فعلی در ادبیات فارسی است که دو معنای متضاد دارد: نخست، ایجاد مهر، محبت، عاطفه و دوستی در دل کسی (دلنشین کردن)؛ دوم، دل بریدن، ترکِ دوستی و بیرون کردن محبت کسی از دل.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت مِهر (mehr) به همراه فعل اَف کَندَن (afkandan) است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کنایه با توجه به تعداد حروف، خود واژه «مهر افکندن» (۹ حرف) یا مترادفات آن است.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، در معنای مثبت از معادلهای مربوط به ایجاد عشق و در معنای منفی از عبارات مربوط به سلب محبت استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای معنای اول از تعابیری چون إلقاء المحبه و برای معنای دوم از تعابیر قطع یا نزع الموده استفاده میشود.
به فارسی
واژگان هممعنی فارسی آن شامل مهر ورزیدن، دلنشین کردن، عشق افکندن (در معنای اول) و دل برداشتن، دل بریدن و فراموش کردن دوستی (در معنای دوم) است.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک و عرفانی فارسی، این عبارت نمادی از کشش درونی، پیوند عاطفی عمیق، الفت میان انسانها و همچنین تجلی و نشاندن محبت الهی در قلب سالک به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل مهر افکندن
عبارت مرکب و کنایی «مهر افکندن» یکی از ترکیبات ظریف و ذووجوهین در زبان و ادبیات فارسی است. این واژه از دو جزء «مهر» (با ریشه پهلوی و اوستایی به معنای پیمان و دوستی) و «افکندن» (به معنای انداختن و گستردن) تشکیل شده است. در بافتهای ادبی، این اصطلاح معمولاً به معنای ایجاد عاطفه، نرم کردن دل دیگری و پراکندن نور محبت به کار میرود که قرابت مفهومی آشکاری با آیه شریف «وألقیت علیک محبة منی» در قرآن کریم دارد.
از سوی دیگر، این عبارت در متون کهن نظیر گرشاسبنامه اسدی طوسی در معنایی کاملاً متضاد یعنی «دل بریدن، ترک دوستی و دور انداختن مهر گذشته» نیز استعمال شده است؛ جایی که افکندن بار معناییِ ساقط کردن و دور ریختن به خود میگیرد. بنابراین شناخت دقیق معنای آن نیازمند توجه به سیاق کلام و فضاسازی شاعر یا نویسنده است.