یعنی چه
این ترکیب مظهر دنائت اخلاقی، پستی و خساست است. در فرهنگ لغت آمده که بخیل کسی است که خودش میخورد و به دیگری نمیدهد، اما فرد لئیم کسی است که نه خود میخورد و نه به دیگری میدهد.
تلفظ
تلفظ واژه اصلی آن «لَئیم» با همزه است، اما در گویش عامیانه و خطاهای نگارشی به صورت «لییم» (با دو یاء) تلفظ و نوشته میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، عبارت «لییم بودن» دقیقاً ۸ حرف دارد و معادل کلماتی چون پستی، خساست و دنائت است.
به انگلیسی
برای رساندن مفهوم فرومایگی و خساست شدید از این واژگان استفاده میشود.
به عربی
این واژه خود ریشه عربی دارد و از ثلاثی مجرد «لَؤُمَ» به معنی ضد کَرُمَ (پست و فرومایه شد) گرفته شده است.
به فارسی
در زبان فارسی فصیح، برای توصیف این حالت از واژههایی مانند تنگچشمی، دونمنشی، رذالت و ناپسندی استفاده میشود.
در قرآن
واژه «لئیم» به صورت مستقیم در متن قرآن به کار نرفته است، اما ریشه و مفهوم مقابل آن یعنی «کریم» کاربرد زیادی دارد. با این حال، این واژه در احادیث و متون مذهبی مانند نهجالبلاغه بسیار پرکاربرد است.
نماد چیست
در ادبیات سنتی فارسی، فرد لئیم در مقابل فرد کریم قرار میگیرد و معمولاً «خار» در مقابل «گل»، «سنگریزه» در مقابل «گوهر»، یا «مگس» در مقابل «هما» به عنوان نمادهای انسان لئیم و فرومایه به کار میروند.
جمعبندی و توضیح کامل لییم بودن
عبارت «لییم بودن» در اصل شکل تغییریافته، عامیانه و خطای رایج نگارشی از ترکیب واژگانی «لئیم بودن» است. واژه لئیم از زبان عربی وارد فارسی شده و در فرهنگهای لغت به معنای پستی، فرومایگی، دونصفتی و خساست شدید معنا شده است. تفاوت ظریفی که ادیبان بین بخیل و لئیم قائل میشوند این است که بخیل از مال خود نمیدهد ولی لئیم نه خود میخورد و نه به دیگران میبخشد.
این واژه در ادبیات فارسی بار معنایی منفی شدیدی دارد و برای نقد اخلاقی افرادی که از مروت، جوانمردی و کرم بیبهرهاند استفاده میشود. در جدولهای کلمات متقاطع، صورت گفتاری آن یعنی «لییم بودن» یک پاسخ ۸ حرفی را تشکیل میدهد. متضاد اصلی این مفهوم، «کریم بودن» و بخشندگی است که مایه بزرگواری روح انسان به شمار میرود.