یعنی چه
«عاجز آمدن» یک ترکیب فعلی قدیمی و رسمی در زبان فارسی است که به معنای به حالت ناتوانی رسیدن، شکست خوردن در پاسخگویی یا حل مسئله، و از پسِ کاری برنیامدن به کار میرود.
تلفظ
تلفظ واژه به صورت مصوتهای کشیده و کوتاه: عاجِز آمَدَن است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این عبارت معمولاً به عنوان پاسخ برای طراحانی است که به دنبال معادل ۸ حرفی برای ناتوان شدن یا درماندن هستند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی از اصطلاحات و افعالی استفاده میشود که نشاندهنده عدم توانایی یا شکست در مدیریت یک موقعیت است.
به عربی
ریشه این واژه کاملاً عربی بوده و از ثلاثی مجرد «عَجَزَ» به معنی ناتوانی و پیری مشتق شده است.
به فارسی
برگردانهای خالص فارسی و مصادر هممعنی آن شامل درماندن، فرو ماندن، کم آوردن و از پا افتادن است.
نماد چیست
این عبارت در ادبیات فارسی و متون عرفانی به عنوان نماد فقر ذاتی و ناتوانی انسان در برابر قدرت بیپایان حق یا محدودیت عقل بشری در درک حقایق والا به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل عاجز آمدن
ترکیب فعلی «عاجز آمدن» از واژههای کهن و فصیح زبان فارسی است که از ترکیب اسم فاعل عربی «عاجز» (از ریشه ع ج ز) و فعل کمکی فارسی «آمدن» ساخته شده است. این اصطلاح زمانی به کار میرود که فرد یا جریانی در برابر یک مشکل، تکلیف یا شرایط سخت، تمام توان خود را از دست داده و دیگر قادر به پیشبرد امور نباشد.
در ادبیات کلاسیک و عرفانی ما، این تعبیر بار معنایی عمیقی دارد و اغلب به محدودیتهای عقل انسان در شناخت پروردگار یا رسیدن به نهایت ضعف و تسلیم در برابر مقدرات اشاره میکند. معادلهای نزدیکی چون درماندن و فروماندن نیز همین اتمسفر معنایی را بازتاب میدهند.