معنی
جفا در زبان فارسی به معنای آزار رساندن، رفتار سخت و ناعادلانه، و دوری عاطفی است. این واژه در ادبیات به بیرحمی یا بیوفایی معشوق در حق عاشق نیز اشاره دارد.
یعنی چه
وقتی کسی در حق دیگری جفا میکند، یعنی از روی عمد به او آزار میرساند، عهد خود را میشکند یا با بیمهری و بیداد با او رفتار میکند.
مترادف
این کلمات همگی مفهوم آزار رساندن، بریدن از کسی و خروج از دایرهٔ انصاف و محبت را میرسانند.
متضاد
کلماتی که بر پایبندی به عهد، دوستی خالصانه، محبت و رعایت عدالت دلالت دارند، نقطه مقابل جفا هستند.
هم خانواده
واژههایی که از ریشه عربی آن مشتق شدهاند شامل تجافی (دور شدن/پهلو تهی کردن) و جافی (ستمکار) هستند؛ همچنین ترکیبات فارسی آن مانند جفاکار و جفاپیشه کاربرد زیادی دارند.
ریشه
این واژه در اصل از ریشه عربی «جَفْو» به معنی دوری گزیدن، کنار کشیدن، ناپایداری و پهلو تهی کردن است. این مفهوم بعدها در زبان عربی و فارسی به معنای رفتار خشن، بیوفایی و ستم به کار رفته است. در قرآن کریم نیز این ریشه به صورت «جُفَاء» (به معنی خاشاک و کف ناپایدار روی سیلاب در سوره رعد) و فعل «تَتَجَافَىٰ» (به معنی دور شدن پهلوها از بستر خواب در سوره سجده) آمده است.
جمله سازی
تلفظ
این کلمه با فتح حرف اول (ج)، فتح حرف دوم (ف) و امتداد الف خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به کلماتی چون ستم، نامهربانی یا جور، واژه سه حرفی «جفا» یک جواب دقیق و قطعی است.
به انگلیسی
بسته به لحن متن و کاربرد ادبی یا اجتماعی آن، میتوان از معادلهای فوق در زبان انگلیسی استفاده کرد.
جمعبندی و توضیح کامل جفا
واژه «جفا» یکی از کلیدیترین مفاهیم در فرهنگ و ادبیات فارسی است که ریشه در زبان عربی دارد. این واژه در اصلِ لغت به معنای دوری گزیدن، ناپایداری و پهلو تهی کردن است، اما با ورود به زبان و ادبیات فارسی، معنای آن بسط یافته و بیشتر به مفاهیمی چون ستم، جور، بیدادگری، اذیت و بهویژه بیوفایی اطلاق شده است.
در شعر کلاسیک و عرفانی ایران، جفا جایگاه ویژهای دارد و غالباً به عنوان نمادی از رفتار ناگزیر معشوق (چه زمینی و چه الهی) توصیف میشود؛ رفتاری سخت و رنجآور که عاشق حقیقی باید در مسیر عشق، آن را به جان بخرد و در برابر آن پایداری و «وفا» پیشه کند. در ادبیات عامه نیز دنیا را به دلیل سختیها و ناپایداریهایش «سرای جفا» مینامند.
این کلمه در قرآن کریم نیز با ساختارهای ریشهای خود به کار رفته است؛ به طوری که در سوره رعد به معنای کفی پرتابشونده و ناپایدار، و در سوره سجده کنایه از شبزندهداری و فاصله گرفتن از بستر خواب آمده است که تقارب عمیقی با معنای لغوی اولیه آن یعنی دوری و ناپایداری دارد.