یعنی چه
غدار در لغت به معنای کسی است که بسیار حیلهگر، پیمانشکن و خائن باشد؛ کسی که به اعتماد و وفاداری دیگران پشت میکند و در دوستی یا عهد خود پایدار نیست.
مترادف
واژههای فوق نزدیکترین هممعنیها برای توصیف فرد مکار و پیمانشکن هستند.
ریشه
این واژه از ریشه عربی «غَدَرَ» به معنی خیانت کردن و ترک کردن پیمان گرفته شده و به صورت صیغه مبالغه (غدّار) وارد زبان فارسی شده است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با فتح غین و تشدید بر روی حرف دال است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، به عنوان پاسخ برای راهنمای «بسیار حیلهگر» یا «پیمانشکن»، واژه ۴ حرفی غدار کاربرد دارد.
به انگلیسی
این کلمات در زبان انگلیسی برای توصیف رفتار یا فرد غدار و بیوفا به کار میروند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای رساندن مفهوم غدار از این واژهها استفاده میشود.
به فارسی
برگردانها و معادلهای اصیل فارسی این واژه شامل کلماتی چون زنهارخوار و پیمانشکن است که بار معنایی منفی عهدشکنی را منتقل میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل غدار
واژه غدار ریشه در زبان عربی دارد و به عنوان صیغه مبالغه، برای اشاره به فردی استفاده میشود که در نقض عهد، خیانت و فریبکاری اصرار میورزد. این کلمه در ادبیات فارسی بار معنایی شدیداً منفی و تحقیرآمیزی دارد و معمولاً برای سرزنش رفتارهای غیراخلاقی در روابط شخصی یا مسائل سیاسی به کار میرود.
نکته جالب در ادبیات کلاسیک فارسی این است که شعرا و سخنورانی چون عمر خیام، واژه غدار را بارها به عنوان صفتی برای «دنیا»، «زمانه» و «روزگار» به کار بردهاند. این کاربرد نمادی از ناپایداری، بیوفایی و فریبکاری چرخ فلک در حق انسانهاست که عهد خود را با کسی نگاه نمیدارد.