یعنی چه
جان کندن در معنای اصلی به حالت احتضار، نزع روح و سختیهای لحظه مرگ (سکرات مرگ) اشاره دارد. در کاربرد مجازی و عامیانه، این اصطلاح برای توصیف رنج شدید، تقلا کردن و تحمل زحمت فوقالعاده برای انجام یک کار طاقتفرسا به کار میرود.
تلفظ
این ترکیب واژگانی از دو بخش «جان» (با فتح ج و سکون ن) و «کندن» (با فتح ک، سکون ن، فتح د و سکون ن) تشکیل شده است.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، واژه «جان کندن» به عنوان پاسخی ۷ حرفی برای راهنماهایی چون «حالت دم مرگ» یا «سختی کشیدن زیاد» استفاده میشود.
به انگلیسی
برای معنای حقیقی (دم مرگ) از واژههایی مانند Agony یا Death throes و برای معنای مجازی (کار سخت و فرساینده) از واژههای Toil یا Drudgery استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی معادلهای دقیقی برای توصیف حالت جان کندن وجود دارد که بیشتر بر جنبه حقیقی و لحظه وداع با روح تمرکز دارند.
در قرآن
ترکیب فارسی «جان کندن» در متن قرآن وجود ندارد؛ اما مفاهیم معادل آن مانند «سَکْرَةُ الْمَوْتِ» (بیخودی و سختی مرگ) در آیه ۱۹ سوره قاف و «غَمَرَاتِ الْمَوْتِ» (شداید مرگ) در آیه ۹۳ سوره انعام به کار رفته است.
نماد چیست
این اصطلاح در ادبیات نماد مرز باریک زندگی و مرگ و رنج نهایی انسان است. در ادبیات کلاسیک و عرفانی، گاهی به عنوان نمادی برای فناء فی الله و «مرگ ارادی نفس» جهت رهایی از قفس تن تعبیر میشود.
جمعبندی و توضیح کامل جان کندن
اصطلاح «جان کندن» یک ترکیب استعاری و کنایی کهن در زبان فارسی است که از دو جزء «جان» (به معنای روح و حیات) و «کندن» (به معنای جدا کردن و بیرون کشیدن) ساخته شده است. این واژه در وهله اول یادآور سختترین لحظه زندگی انسان، یعنی لحظه احتضار و جدا شدن روح از بدن است که در فرهنگ اسلامی و قرآنی از آن با تعابیری چون سکرات مرگ یاد میشود.
علاوه بر این معنای مادی و حقیقی، جان کندن کارکردی بسیار گسترده در ادبیات روزمره و عامیانه به عنوان یک آرایه کنایی دارد. وقتی فردی برای رسیدن به یک هدف، کسب روزی یا انجام کاری فرساینده، نهایت توان خود را به کار میگیرد و رنج شدیدی را متحمل میشود، از این اصطلاح برای نشان دادن عمق سختی و فداکاری خود استفاده میکند.