یعنی چه
این واژه در متون کهن و لغوی به معنای سد راه شدن، حبس کردن و جلوگیری از پیشرفت کارها است. همچنین در زبان عامیانهٔ فارسی، ریشهٔ اصطلاح «عوق زدن» به معنی دگرگونی معده و تلاش برای استفراغ محسوب میشود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با فتح عین و سکون واو به صورت «العَوْق» است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کلمه دقیقاً ۵ حرف دارد و معمولاً به عنوان معادل بازداشتن یا کارشکن شناخته میشود.
به انگلیسی
برای مفاهیم رسمی و لغوی از کلماتی چون Obstacle استفاده میشود و برای کاربرد عامیانه آن در فارسی، کلمه Retching مناسب است.
به عربی
این کلمه خود ریشهٔ عربی دارد و از ثلاثی مجرد (ع - و - ق) گرفته شده است که در عربی فصیح نیز به معنای بازدارندگی به کار میرود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی آن در متون رسمی شامل دستانداز، مانع، بازداشت و جلوگیر است و در کاربرد توده مردم به دگرگونی حال دل اشاره دارد.
نماد چیست
در ادبیات استعاری و مکتوب، این واژه نمادی از کارشکنی، عوامل فرعی بازدارنده انسان از مسیر خیر و ابتلائات دنیوی است که جلوی سرعت عمل را میگیرند.
جمعبندی و توضیح کامل العوق
واژهٔ «العوق» در اصل یک مصدر معرفهٔ عربی از ریشه (ع و ق) است که به معنای مانع شدن، سد راه شدن، حبس کردن و به تأخیر انداختن کارها بهکار میرود. این واژه اگرچه در زبان رسمی و کهن فارسی بیشتر در متون لغوی و به عنوان ریشهٔ کلماتی چون «تعویق» و «معوق» استفاده شده، اما در فرهنگ عامیانه و روزمرهٔ فارسی تغییر کاربرد داده و به عنوان ریشهٔ اصطلاح «عوق زدن» (حالت دگرگونی معده و تهوع) شناخته میشود.
در حوزهٔ قرآنی و مذهبی، خود لفظ «العوق» به صورت مستقیم در متن قرآن نیامده است، اما همخانوادههای مهم آن مانند «المعوقین» (به معنی کارشکنان و بازدارندگان در سوره احزاب) و «یعوق» (نام یکی از بتهای قوم نوح در سوره نوح) به چشم میخورند که همگی بر مفهوم بازداشتن و انحراف دلالت دارند.
در مجموع، این کلمه پنجحرفی در طراحهای جدول و لغتنامهها هم در معنای انتزاعی و اصیل خود (مانع و رادع) و هم در معنای فیزیولوژیک و عامیانه (تهوع) مورد توجه قرار میگیرد و نشاندهندهٔ سیر تحول یک واژه از زبان فصیح به زبان توده است.