یعنی چه
حقیقی به چیزی اطلاق میشود که در عالم واقعیت وجود عینی و مشهود دارد و بر پایهٔ کذب، مجاز یا قراردادهای صرف ساختگی نیست. در اصطلاحات حقوقی نیز در برابر شخص حقوقی به انسانهای واقعی گفته میشود.
مترادف
واژههایی که مفهوم اصالت، واقعیت و وجود عینی کلمه «حقیقی» را میرسانند.
متضاد
کلماتی که بیانگر عدم وجود خارجی، ساختگی بودن یا جنبههای قراردادی و اعتباری در برابر واقعیت هستند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه عربی «ح ق ق» مشتق شدهاند و با مفاهیم درستی، واقعیت و ثبات گره خوردهاند.
ریشه
این کلمه از واژه عربی «حَقِيقِيّ» گرفته شده است که خود برگرفته از «حَقّ» به معنای درست، ثابت و واقع است.
در جدول
در سؤالات جدول کلماتی مانند واقعی، راستین یا اصلی به عنوان راهنما آمده و پاسخ آن کلمه ۵ حرفی «حقیقی» است.
به انگلیسی
معادلهای بینالمللی کلمه حقیقی در زبان انگلیسی که بسته به متن استفاده میشوند.
به فارسی
برگردانهای خالصتر فارسی برای این کلمه شامل واژههایی چون راستین، بودنی و واقعی (که در فارسی امروز جا افتاده) است.
جمعبندی و توضیح کامل حقیقی
واژه «حقیقی» از کلیدیترین کلمات در زبان فارسی، حقوق، فلسفه و عرفان است. این کلمه در اصل به معنای هر آن چیزی است که عینی، ثابت و پدیدار در جهان خارج باشد و توهم، خیال یا مجاز در آن راه نداشته باشد. در کاربردهای روزمره و قانونی، ما معمولاً تضاد آن را با واژه «مجازی» (مثل فضای مجازی) یا «حقوقی» (مثل شرکتها در برابر اشخاص حقیقی) میبینیم.
از نظر ریشهشناسی، این واژه ریشه در فرهنگ و زبان عربی دارد و با مفاهیمی مثل حق و حقیقت پیوند خورده است. در ادبیات عرفانی و فلسفی نیز، حقیقی معمولاً توصیفی برای ذات مطلق و آینه صاف واقعیت است که از غبار دگرگونی و صوری بودن پاک است.