یعنی چه
داوطلب به کسی گفته میشود که پیشقدم در انجام کاری میشود. این واژه در دو حوزه کاربرد فراوان دارد: یکی خدمات بشردوستانه و اجتماعی که فرد بدون چشمداشت مالی و با تمایل قلبی کمک میکند، و دیگری در آزمونها، انتخابات و امور اداری که به معنای کاندیدا، نامزد یا متقاضی شرکت در یک فرآیند است.
ریشه
این کلمه از دو جزء ساخته شده است: «داو» که در فارسی کهن و بازیهایی مانند نرد به معنی نوبت بازی، ادعا، یا سهم و پیشی گرفتن است، و «طلب» که از ریشه عربی (ط ل ب) به معنی خواستن میآید. در مجموع، داوطلب یعنی کسی که نوبت یا حق تقدم در انجام کاری را مطالبه و اختیار میکند.
تلفظ
واژه داوطلب در زبان فارسی با فتح حرف طاء و لام تلفظ میشود و ساختار آوایی آن روان و متوازن است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، برای راهنمای «خواستار یا پیشقدم در کار» یا «نامزد آزمون»، واژه ۶ حرفی «داوطلب» به عنوان پاسخ اصلی شناخته میشود.
به انگلیسی
بسته به متن جملات، اگر منظور کار عامالمنفعه باشد از Volunteer و اگر منظور شرکتکننده کنکور یا انتخابات باشد از Candidate یا Applicant استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی مفهوم داوطلبی پیوند عمیقی با ریشه تفضل و احسان دارد و واژه متطوع رایجترین برگردان برای آن است.
به ترکی
این واژه نشاندهنده کاری است که فرد با صمیمیت قلب و خواست درونی خود به انجام آن همت میگمارد.
به فارسی
در سرهنویسی و جایگزینی واژگان، میتوان از کلماتی مثل داوخواه یا پیشقدم استفاده کرد؛ هرچند خود کلمه داوطلب امروزه کاملاً در ساختار زبان فارسی جا افتاده است.
جمعبندی و توضیح کامل داوطلب
واژه داوطلب یکی از زیباترین ترکیبات زبان فارسی است که از درآمیختن یک جزء اصیل فارسی (داو) و یک واژه عربی (طلب) پدید آمده است. این کلمه در طول زمان تطور معنایی یافته و امروزه دو بستر کاملاً متمایز اجتماعی را پوشش میدهد؛ از یک سو نماد ایثار، مشارکت مدنی و خدمات بدون مزد است و از سوی دیگر در نظامات آموزشی و سیاسی به معنای کاندیدا و متقاضی به کار میرود.
در فرهنگهای مختلف، مفهوم داوطلبی همواره با ارزشهای اخلاقی والایی چون مسئولیتپذیری اجتماعی و خدمت دلی گره خورده است. در عرصه بینالمللی نیز نمادهایی چون دستِ بالابرده یا قلب برای نشان دادن روحیه داوطلبی استفاده میشوند که کاملاً با ریشه و معنای این واژه در زبان فارسی همخوانی دارند.