یعنی چه
این واژه دو کاربرد متمایز دارد: در اصطلاح عرفانی و ادبی (بهویژه در اشعار مولانا) به معنای دلی خرد، ناقص و بیظرفیت است که توان درک حقایق عمیق را ندارد. در زبان عامیانه و کهن فارسی، به حالت ضعف، سستی، فرو ریختن توان دل و بیحالی ناشی از گرسنگی شدید یا ترس (شبیه به دلغش) اطلاق میشود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت [دِلْ ریْزِ ه] (del-rizeh) است که از دو جزء «دل» و «ریزه» تشکیل میشود.
در جدول
در سؤالات جدول تقاطعی، پاسخ این کلمه دقیقاً ۶ حرف دارد و معمولاً با راهنمای «دل کوچک و بیظرفیت» یا «حالت ضعف و سستی دل» شناخته میشود.
به انگلیسی
برای معنای عرفانی اصطلاح دقیق تککلمهای وجود ندارد و از تعابیری مثل spiritually incapable heart یا shallow soul استفاده میشود. برای معنای جسمانی، واژههای مربوط به ضعف و افت فشار مناسب هستند.
به فارسی
مترادفهای فارسی این واژه با توجه به سیاق متن شامل ریزهدل، دلِ ناچیز، کمظرفیت (در متن ادبی) و دلغش، ضعف، سستی، بیحالی و ناتوانی موقت (در متن عامیانه و تجربی) است.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی، «دل ریزه» نماد انسانهای سطحینگر و محروم از حقیقتِ معرفت است که گنجایش پذیرش انوار الهی را ندارند؛ چنانکه مولانا میفرماید: «این چنین دلریزهها را دل مگو / سبزوار اندر ابوبکری مجو».
جمعبندی و توضیح کامل دل ریزه
واژهٔ «دل ریزه» یک ترکیب وصفی اصیل در زبان فارسی است که از دو جزء «دل» و «ریزه» به معنای خرد و کوچک ساخته شده است. این کلمه در دو قلمرو کاملاً متفاوت معنایی کاربرد دارد؛ در ادبیات کلاسیک و عرفانی، به معنای دلی ناقص، کمظرفیت و فاقد استعداد درک حقایق عمیق روحانی است که در برابر مفاهیمی چون «صاحبدل» و «بزرگدل» قرار میگیرد.
در سوی دیگر، در زبان عامیانه و باورهای تجربی عامه، این واژه گاهی با «دلریسه» قرابت معنایی پیدا کرده و به حالت ضعف شدید، سستی ناگهانی، افت توان جسمی ناشی از گرسنگی یا ترس کنایه دارد که فرد احساس میکند دلش در حال فرو ریختن یا غش رفتن است.
بنابراین، شناخت دقیق معنای آن مستلزم توجه به بافت متن است؛ در جدول و حل معما کاربرد ۶ حرفی آن قطعی است و در متون ادبی شاهدی بر کوتهفکری و کمظرفیتی درونی انسانها به شمار میرود.