یعنی چه
طالب به معنای خواهان، جوینده و طلبکننده (اسم فاعل) و مطلوب به معنای خواسته، معشوق و هدف (اسم مفعول) است. ترکیب این دو با هم به معنای جوینده و مجوی، یا رابطه میان دو موجود است که یکی در پی دیگری است.
در جدول
در بازیهای جدول کلمات، عبارت «طالب و مطلوب» دقیقاً از ۱۰ حرف تشکیل شده است. در صورت نیاز به معادلهای معنایی دیگر، کلماتی نظیر عاشق و معشوق یا سالک و مقصود نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم طالب از واژگان Seeker یا Desirer و برای مطلوب از Sought یا Desired استفاده میشود.
به عربی
این ترکیب کاملاً ریشه عربی دارد و از واژه «طالب» (اسم فاعل) و «مطلوب» (اسم مفعول) از ریشه سه حرفی «ط ل ب» به معنی خواستن ساخته شده است.
به فارسی
معادلهای اصیل فارسی برای این ترکیب شامل عباراتی چون «جوینده و خواسته شده»، «خواهنده و خواسته» و در متون ادبی و عرفانی «عاشق و معشوق» یا «سالک و مقصود» است.
در قرآن
این ترکیب دقیقاً در آیه ۷۳ سوره مبارکه حج آمده است: «ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ» (هم جوینده ناتوان است و هم مجوی). مفسران آن را به ناتوانی بتپرست و بت، یا بت و مگس در ربودن و پس گرفتن چیزها تفسیر کردهاند.
جمعبندی و توضیح کامل طالب و مطلوب
عبارت «طالب و مطلوب» یکی از ترکیبهای عمیق واژگانی است که هم در بستر آیات قرآنی و هم در ادبیات و عرفان فارسی جایگاه ویژهای دارد. در لغت، طالب همان جوینده و متمایل به هدف است و مطلوب همان غایت و مقصودی است که طلب میشود. این دو مفهوم در کنار هم پیوندی ناگسستنی میان پوینده و مقصد را به تصویر میکشند.
در نگاه قرآنی، این اصطلاح در سوره حج برای نشان دادن ضعف شدید معبودهای دروغین و پیروان آنها به کار رفته است؛ جایی که هم بتپرست (طالب) و هم بت (مطلوب) در برابر قدرت الهی و حتی موجود کوچکی چون مگس ناتوان قلمداد میشوند. این تقابل، فانی بودن و عجز تکیهگاههای غیرخدایی را آشکار میسازد.
اما در ادبیات عرفانی و صوفیانه، طالب و مطلوب معنایی دگرگونشده و صعودی مییابند. در این ساحت، انسان سالک همان «طالب» حقیقت است و خداوند یا امر قدسی، «مطلوب حقیقی» اوست. عرفا بر این باورند که در مراتب عالی سیر و سلوک و با اوجگیری آتش عشق، دویی و فاصلهای میان طالب و مطلوب باقی نمیماند و عاشق در معشوق خود فانی و با او متحد میشود.