یعنی چه
در لغتنامههای معتبر مانند دهخدا و معین، انجام دادن به معنای به آخر رسانیدن کار، اتمام، به جا آوردن و محقق ساختن یک امر یا وظیفه است. این واژه نشاندهنده گذار از مرحله قصد و نیت به مرحله عمل و نتیجه است.
در جدول
پاسخ اصلی و دقیق در جدول برای این مفهوم «انجام دادن» با ۹ حرف است. با این حال، کلماتی مانند کردن، نمودن و اجرا نیز بسته به تعداد حروف جدول کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به بافت متن از افعال متفاوتی استفاده میشود؛ To do عمومیترین حالت و To perform یا To execute برای کاربردهای رسمیتر و اجرای برنامههاست.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن مفهوم انجام دادن یا به سرانجام رساندن یک کار، از ریشههای فعل، عمل، نَفَذَ و نَجَزَ استفاده میشود.
به ترکی
در ترکی استانبولی فعل Yapmak رایجترین معادل برای کردن و انجام دادن است و عبارت Yerine getirmek برای به جا آوردن و متعهد بودن به یک وظیفه به کار میرود.
به فارسی
واژههای مترادف و جایگزین فارسی برای این مصدر مرکب عبارتند از: کردن، اجرا کردن، به سرانجام رساندن، عملی کردن، پیادهسازی، تحقق بخشیدن و گزاردن (مانند نماز گزاردن یا وظیفه را به جا آوردن).
نماد چیست
برای این کلمه انتزاعی نماد مادی یا سنتی خاصی در فرهنگها وجود ندارد؛ اما در تحلیل معنایی نماد عملگرایی و پایان دادن به امور ناتمام است. در نشانههای تصویری مدرن نیز علامت چکمارک (✓) یا دست در حال کار نماد آن است.
جمعبندی و توضیح کامل انجام دادن
مصدر مرکب «انجام دادن» از واژههای پرکاربرد و کلیدی در زبان فارسی است که از ترکیب اسم «انجام» (با ریشه در پارسی میانه به معنی پایان و عاقبت) و فعل کمکی «دادن» ساخته شده است. این فعل به طور کلی به معنای عبور از مرحله ذهنیت و برنامه به مرحله عینیت و تحقق مادی است.
این واژه در لغتنامههای شاخص فارسی مانند دهخدا و معین با مفاهیمی چون اتمام، به آخر رساندن، سپری کردن و به جا آوردن پیوند خورده است و در زبانهای دیگر نظیر انگلیسی، عربی و ترکی معادلهای دقیقی دارد که هرکدام بسته به رسمی یا عامیانه بودن بافتار متن، کاربرد خاص خود را پیدا میکنند.
در ساختار دستوری، همخانوادههای بخش اسمی آن نظیر سرانجام، فرجام و انجامیدن بر مفهوم عاقبت و خاتمه تأکید دارند، در حالی که در کاربردهای معنایی مدرن، این واژه نمادی از تکامل، عملگرایی و به سرانجام رساندن وظایف است.