یعنی چه
تغمر در اصل یک فعل مضارع عربی از ریشه «غمر» است که به معنای فرا گرفتن، پوشاندن، غرق کردن و لبریز کردن چیزی (مانند پوشانده شدن زمین توسط آب یا فرا گرفته شدن شخص با احساسات و خوشحالی) به کار میرود. همچنین در لغتنامههای کهن فارسی مانند دهخدا به عنوان مصدر، به معانی دیگری چون کمتر از سیری آب خوردنِ شتر، رنگ کردن لباس با زعفران و نام قلعهای در نخجوان نیز آمده است.
تلفظ
این واژه بر وزن تفعل (با سکون غین و ضم میم) به صورت تَغْمُر (taghmor / taghmur) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کلمه ۴ حرف دارد و معمولاً با راهنماهای «فرا گرفتن»، «پوشاندن» یا «غرق کردن» سوال میشود.
به انگلیسی
با توجه به بافت متن، معادلهای انگلیسی فوق به بهترین شکل معنای احاطه کردن و غرق کردنِ این واژه را میرسانند.
به عربی
این کلمه خود اصالتاً عربی است و در این زبان به عنوان فعل مضارع برای صیغههای مفرد مؤنث غائب یا مفرد مذکر مخاطب استفاده میشود.
به فارسی
برگردان دقیق این واژه به فارسی در بافت جملات امروزی، افعالی نظیر «فرا میگیرد»، «میپوشاند» یا «لبریز میکند» است. در متون کهن ادبی نیز به معنای رنگرزی با زعفران یا کم آب خوردن چهارپایان بازتاب داشته است.
نماد چیست
این کلمه به لحاظ استعاری نماد فراگیری مطلق و ناتوانی در مقاومت است؛ مانند غرق شدن در سیلاب، یا احاطه شدن کامل انسان در میان امواج غم، شادی، نعمت یا سختیهای روزگار.
جمعبندی و توضیح کامل تغمر
واژهٔ «تغمر» یک لغت اصالتاً عربی از ریشهٔ «غ-م-ر» است که به متون ادبی و فرهنگهای لغت فارسی راه یافته است. معنای بنیادین و رایج آن به فرا گرفتن، پوشاندن، غرق کردن و لبریز شدن اشاره دارد؛ بهطوری که وقتی پدیدهای مثل آب، زمین را یا حسی مثل شادی، قلب انسان را کاملاً احاطه میکند، از این تعبیر استفاده میشود.
علاوه بر این معنای فعلی، در لغتنامههای شاخصی چون دهخدا کاربردهای خاص مصدری قدیمی نظیر «اندک آب خوردن شتر» یا «رنگ کردن جامه با زعفران» نیز برای آن ذکر شده و در جغرافیا نیز نام قلعهای تاریخی در نواحی نخجوان بوده است. این واژه در قرآن به صورت مستقیم نیامده، اما همخانوادههای آن مثل «غمرات» به معنی شداید و سختیهای فراگیر مرگ دیده میشود.