یعنی چه
در اصطلاح فقهی، حقوقی و علوم قرآنی، نسخ بودن به وضعیتی اشاره دارد که در آن یک حکم، قانون یا آیه به دلیل مصلحت یا آمدن حکم جدید، اعتبار خود را از دست داده و جایگزین میشود. در لغت نیز به معنای از بین بردن، زائل کردن یا رونویسی کردن است.
تلفظ
این واژه از ترکیب مصدر عربی «نَسْخ» (با فتح نون و سکون سین و خاء) و فعل ربطی «بودن» در فارسی ساخته شده است.
در جدول
این کلمه دقیقاً دارای ۷ حرف است و در جدولهای متقاطع معمولاً به عنوان صفت یا وضعیتی برای احکام باطلشده یا قوانین لغوشده پرسیده میشود.
به انگلیسی
برای مفاهیم حقوقی و الغای مصوبات از کلمات Repeal یا Abolition و برای مفاهیم دینی و قرآنی از Abrogation استفاده میشود.
به عربی
ریشه این واژه کاملاً عربی است و در زبان مبدأ نیز به همین صورت یا به شکل ترکیباتی نظیر «رفع الحکم» استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای خالص یا رایج فارسی آن شامل کلماتی چون منسوخ بودن، لغو شدن، باطل بودن و از اعتبار افتادن است که منسوخ بودن آشناترینِ آنهاست.
نماد چیست
این کلمه یک مفهوم انتزاعی و حقوقی است و نماد باستانی یا رسمی خاصی ندارد، اما در کاربردهای مدرن گرافیکی معمولاً با نشانه مهر «باطل شد» یا کشیدن خط قرمز روی یک متن تداعی میشود.
جمعبندی و توضیح کامل نسخ بودن
«نسخ بودن» صفت یا وضعیتی است که برای احکام، قوانین یا متونی به کار میرود که دوره اعتبار آنها به پایان رسیده و جای خود را به یک دستور یا آیه جدید دادهاند. ریشه این اصطلاح به زبان عربی و علوم قرآنی بازمیگردد که تحت عنوان نظریه «ناسخ و منسوخ» شناخته میشود؛ جایی که یک حکم الهی به دلیل تغییر شرایط و مصلحت زمانه با حکم دیگری جایگزین میشود، مانند تغییر قبله مسلمانان از بیتالمقدس به سمت کعبه.
این واژه علاوه بر کاربرد وسیع در فقه و تفسیر قرآن، در حقوق مدرن نیز برای توصیف قوانین لغوشده یا بیاعتبار به کار میرود. در لغت، نسخ معنای ثانویهای به صورت رونویسی و استنساخ نیز دارد، اما ترکیب «نسخ بودن» عمدتاً همان معنای ابطال، الغاء و از رسمیت افتادن را متبادر میکند.