یعنی چه
کالبد به معنای تن، بدن و پیکر انسان، حیوان یا حتی گیاه و جماد است. این واژه در معنای قالب، چارچوب، طرح یا ظرفی که به چیزی شکل میدهد (مانند قالب خشتزنی) نیز به کار میرود و در زبان علمی به ساختار فیزیکی یک پدیده اشاره دارد.
ریشه
این واژه ریشه در زبان پهلوی (پارسی میانه) به صورت kālbod دارد. از نظر ریشهشناسی تاریخی، با واژه یونانی Kalopous (به معنی قالب کفشگری یا پای چوبی) نیز همریشه و مرتبط دانسته شده که وارد زبانهای ایرانی شده است.
تلفظ
این کلمه در منابع لغتنامهای معتبر با دو تلفظ ضمه روی حرف باء (بُ) و فتحه روی حرف باء (بَ) ثبت شده است که تلفظ اول رایجتر است.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، واژه کالبد به عنوان پاسخ ۵ حرفی برای راهنماهایی مثل تن، جسم، اسکلت، شاسی، یا قالب خشتزنی کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، کالبد میتواند معادل بدنه فیزیکی، جسد (Corpse)، اسکلت یا قالب ساختاری یک پدیده باشد.
به عربی
در زبان عربی واژههای جسد، جسم و بدن نزدیکترین معادلها به کالبد هستند؛ به ویژه جسد که گاهی به معنای کالبد بدون جان استفاده میشود.
به فارسی
برگردانها و واژههای اصیل هممعنی فارسی آن شامل تن، تنه، پیکره، و بدنه است که در برابر مفاهیم مجرد یا روحی قرار میگیرند.
نماد چیست
در ادبیات، عرفان و فلسفه فارسی، کالبد نماد مادیات، زمین تیره و صورت بیرونی و مادی انسان است. این واژه غالباً به عنوان قفس یا زندانی برای مرغ باغ ملکوت (روح) تصویر میشود که با مرگ، جان از این پوسته خاکی آزاد میگردد.
جمعبندی و توضیح کامل کالبد
واژه «کالبد» از کلمات اصیل و کهن زبان فارسی است که ریشه در دوران پارسی میانه دارد و ساختار، پیکر و قالب مادی هر موجود یا پدیدهای را توصیف میکند. این کلمه با داشتن ۵ حرف، از واژگان پرکاربرد در ادبیات کلاسیک و همچنین معماها و جدولهای کلمات متقاطع است و دامنهای از معانی شامل تن، اسکلت، و ظرف شکلدهی را پوشش میدهد.
در نگاه فلسفی و عرفانی، کالبد در تقابل مستقیم با روح، روان و معنا قرار دارد. در این دیدگاه، کالبد پوسته و مظهر بیرونی و مادی است که ارزشمندی آن به واسطه جانی است که در آن دمیده میشود. به همین ترتیب در زبان علمی و معاصر نیز ترکیبات مشتقی نظیر کالبدشناسی و کالبدشکافی از آن بهره میبرند و در عین حال در مفاهیمی چون «کالبد شهر» یا «کالبد جامعه»، اشاره به ساختار و استخوانبندی فیزیکی یک کلانسیستم دارد.