یعنی چه
این عبارت در زبان فارسی به معنای خارج کردن لباس، کفش، جامه یا هرگونه پوشش و سلاح از بدن است. همچنین در مفهوم کنایی و استعاری به معنای عریان شدن، لخت کردن بخشی از بدن یا رها شدن از یک وضعیت و نقش خاص به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این عبارت فعلی مرکب به صورت [از تَن دَر آور دَن] است که از سه جزء «از» (حرف اضافه)، «تن» (اسم به معنی بدن) و «درآوردن» (فعل مرکب به معنی خارج کردن) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این عبارت به عنوان راهنما برای پاسخهایی مانند خلع کردن، برکندن، کندن لباس، عریان کردن و رخت کندن استفاده میشود. خود عبارت «از تن درآوردن» دارای ۱۱ حرف است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای بیان مفهوم خارج کردن لباس از بدن عمدتاً از فعل عبارتی take off استفاده میشود. واژه undress به معنای لباس از تن درآوردن (لخت شدن) و strip به معنای برهنه شدن کامل است.
به عربی
در زبان عربی فعل «خَلَعَ» دقیقاً به معنای لباس درآوردن است (همانطور که در آیه ۱۲ سوره طه آمده: فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ؛ کفشهایت را درآور). همچنین فعل «نَزَعَ» به معنی برکندن و خارج کردن پوشش کاربرد دارد.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و نمادشناسی فارسی، «تن» نماد جسم مادی و تعلقات دنیوی است؛ بنابراین «از تن درآوردن» لباس، کنایه از وارستگی، کنار گذاشتن منیتها، افشای حقیقت درون و پاکی از ریا است. مانند درآوردن لباس معمولی و پوشیدن جامه احرام در مناسک حج که نماد مرگِ منیتهاست.
جمعبندی و توضیح کامل از تن درآوردن
عبارت «از تن درآوردن» یک فعل مرکب کنایی در زبان فارسی دری است که از نظر لغوی به معنای بیرون آوردن جامه، لباس، کفش یا سلاح از بدن و برهنه ساختن جسم است. واژه «تن» در این ترکیب ریشه در زبانهای ایران باستان (اوستایی و پهلوی) دارد و فعل «درآوردن» نیز مفهوم خارج کردن را افاده میکند. متضاد مستقیم این فعل، واژههایی چون پوشیدن، بر تن کردن و دربرکردن است.
این مفهوم در فرهنگ و ادبیات اسلامی و عرفانی نیز جایگاه ویژهای دارد. در قرآن کریم، مفاهیمی نظیر «نزع ثیاب» (برکندن لباس) در سوره اعراف و «خلع» در سوره طه به همین معنا اشاره دارند. از سوی دیگر، عارفان از این اصطلاح برای بیان مفاهیم استعاری بلند بهره بردهاند؛ به طوری که درآوردن جامه مادی، نمادی از تجرد روحی، رهایی از قید و بندهای دنیوی و رسیدن به صفا و اخلاص باطنی محسوب میشود.