یعنی چه
منقش شدن به معنای دارای نقش و نگار شدن، مصور شدن، نقاشی شدن و زینت یافتن با طرحها و تصاویر گوناگون است. این واژه در واقع صورت مجهول یا انعکاسی از فعل «منقش کردن» است و به حالتِ رنگآمیزی شدن یا جلوه ساختن با خطوط و نگارهها اشاره دارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت «مُـنَقْـقَـش شُـدَن» (monaqqaš šodan) است که در آن حرف «ق» دارای تشدید و فتحه میباشد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت دقیقاً «منقش شدن» با ۷ حرف است. از جایگزینهای دیگر آن میتوان به منقوش شدن یا نگارین شدن اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به زمینه متن، از ترکیبهای فعلی مجهول مانند مصور شدن یا تزیین شدن استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی، فعل «تَنَقَّشَ» به معنای نقشپذیرفتن است و خود واژه «منقش» نیز به عنوان اسم مفعول از باب تفعیل کاربرد دارد.
به فارسی
معادلهای اصیل و سره فارسی برای این عبارت شامل «نقشدار شدن»، «نگارین شدن»، «پرنقش و نگار شدن» و «نقشپذیرفتن» است که همگی مفهوم پذیرش طرح و رنگ را میرسانند.
نماد چیست
در ادبیات و عرفان فارسی، منقش شدن (به ویژه منقش شدنِ دل) نمادی از پذیرش جلوهها و تجلی صفات الهی است. همچنین این مفهوم به تاثیرپذیری روح و ذهن انسان و نقشبستن تصاویر و تعلقات دنیا بر آینه جان اشاره دارد؛ در کاربرد عام نیز نماد شکوه، زیبایی بصری و آراستگی هنری است.
جمعبندی و توضیح کامل منقش شدن
عبارت «منقش شدن» یک ترکیب فعلی مجهول و حالتنما است که ریشه در زبان عربی (از ماده نقش و باب تفعیل) دارد اما به طور گسترده در زبان و ادبیات فارسی به کار میرود. این واژه به فرآیند آراسته شدن، رنگآمیزی، تصویرگری و جلوه نمودن با طرحها و نگارهای گوناگون اشاره دارد. در کلام فصیح، تفاوتی ظریف میان منقش (آراسته شده به رنگ و نگار) و منقوش (حکاکی شده یا تراشیده شده) وجود دارد، هرچند که در فارسی امروز گاه به جای یکدیگر به عنوان مترادف استفاده میشوند.
این واژه در ادبیات کلاسیک و عرفانی ایران جایگاه ویژهای دارد و غالباً برای توصیف زیباییهای طبیعت، صنایع دستی باشکوه مانند فرش و کاشیکاری، و همچنین به صورت استعاری برای توصیف دگرگونیهای روح و قلب انسان در مواجهه با تجلیات هستی به کار میرود. از نظر ساختاری، این عبارت در بازیهای کلمات و جداول به عنوان یک ترکیب ۷ حرفی شناخته میشود.