یعنی چه
این واژه فعل گذشته (ماضی ساده) سوم شخص مفرد است که از منفی شدن فعل «پذیرفت» به دست میآید و به معنای امتناع کردن از قبول یک پیشنهاد، سخن، هدیه یا دستور است.
مترادف
واژهها و عبارات فوق همگی در سیاقهای مختلف میتوانند به جای نپذیرفت برای رساندن مفهوم عدم قبول به کار روند.
متضاد
این کلمات نشاندهنده موافقت، قبول کردن و تسلیم شدن در برابر یک امر هستند که نقطه مقابل نپذیرفتن قرار میگیرند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه زبانی و معنایی یکسانی با فعل نپذیرفت برخوردارند و ساختارهای اسمی، صفتی یا مصدری آن را تشکیل میدهند.
تلفظ
تلفظ دقیق این واژه به صورت فتحة نون، فتحة پ، کسره ذ، سکون ی، فتحة ر و سکون ف و ت میباشد.
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، اگر طراح فعلی ۷ حرفی به معنای قبول نکرد یا دست رد به سینه کسی زد بخواهد، پاسخ دقیق آن «نپذیرفت» است.
به انگلیسی
بسته به لحن متن و میزان رسمی بودن آن، میتوان از معادلهای فوق در زبان انگلیسی استفاده کرد.
به فارسی
ریشه تاریخی این فعل فارسی به زبان پهلوی (پارسی میانه) و واژه padīraftan برمیگردد که از پیشوند -pad (به سوی) و ریشه اوستایی -grap (گرفتن/چنگ زدن) ساخته شده و با پیشوند نفی «نـ» منفی گشته است.
نماد چیست
در تحلیلهای معنایی و ادبی، این فعل نشاندهنده ایستادگی در برابر یک جریان، مخالفت با یک خواسته یا داشتن استقلال رأی است. در متون عرفانی نیز گاهی به معنای نپذیرفتن حقیقت و گرفتار بودن در حجاب معنوی به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل نپذیرفت
واژه «نپذیرفت» یک فعل ماضی ساده و منفی در زبان فارسی است که ریشهای کهن در زبانهای ایرانی باستان و میانه دارد. این کلمه از ترکیب پیشوند نفی «نـ» با فعل «پذیرفت» ساخته شده و به معنای صریح امتناع، رد کردن و موافقت نکردن با یک پیشنهاد، ایده یا شیء است.
این واژه از نظر زبانی اهمیت بالایی در ساخت جملات نفی دارد و مترادفهای متعددی نظیر استنکاف کرد، رد کرد و سرباز زد برای آن یافت میشود. در متون ادبی و عرفانی، مفهوم نپذیرفتن میتواند هم نشانهای از استقلال رأی و پایمردی باشد و هم نمادی از طردشدگی یا پافشاری بر گمراهی و حجاب در برابر حقیقت.
اگرچه این لفظ دقیقاً در متن قرآن کریم به زبان عربی وجود ندارد، اما مفاهیم معادل آن مانند ابا کردن (أَبَىٰ) یا رد کردن بارها در قصص قرآنی برای توصیف رفتار انسانها یا ابلیس در مواجهه با فرامین الهی به کار رفته است.