یعنی چه
واژه مستقل و مفردی به نام «دهنان» در زبان فارسی فصیح وجود ندارد. این کلمه در واقع شکل جمع بومی یا محاورهای واژه «دهن/دهان» (به معنی دهانها) است. همچنین در ادبیات فارسی بیشتر به عنوان جزء دوم در ترکیبهای وصفی و مستعار مانند «شیریندهنان» به معنی معشوقان خوشسخن و زیبارویان به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این واژه بسته به ساختار آن متفاوت است؛ در حالت جمع محاورهای به صورت «دَهْنان» (Dahnān) و در ترکیبهای ادبی مأخوذ از دهان، به صورت «دَهانان» (Dahānān) خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، این کلمه پنج حرفی به عنوان شکل جمع یا اصطلاح ادبی مرتبط با دهان مورد استفاده قرار میگیرد.
به انگلیسی
معادل انگلیسی این واژه در صورت در نظر گرفتن به عنوان جمع کلمه دهان، Mouths خواهد بود.
به فارسی
برگردان دقیق فارسی این ساختار واژگانی، «دهانها» است که در متون کهن و اشعار به صاحبان سخن یا معشوقان زیبارو نیز دلالت دارد.
نماد چیست
خود واژه دهنان به طور مستقل نمادین نیست، اما به عنوان امتدادی از مفهوم «دهان»، در ادبیات عرفانی و عاشقانه مظهر سخن گفتن، جریان نَفَس، رازپوشی، و در ترکیبهایی چون شیریندهنان نماد زیبارویان خوشسخن است.
جمعبندی و توضیح کامل دهنان
واژه «دهنان» یک مدخل مستقل، مفرد و تثبیتشده در واژهنامههای زبان فارسی معیار نیست. بررسی ریشهشناختی نشان میدهد که این کلمه در واقع ساخت دستوری جمع از واژه «دهن» (دهن + ان) به معنی دهانها است و یا به عنوان شکل مخفف «دهانان» در ساختارهای ترکیبی شعر فارسی کاربرد دارد.
بیشترین نمود ادبی این کلمه را میتوان در ترکیبهای وصفی نظیر «شیریندهنان» مشاهده کرد که شعرا (مانند حافظ) آن را کنایه از معشوقان خوشسخن و زیبارویان قرار دادهاند. همچنین نباید این واژه را با کلمه عربی «دِهان» (به معنی روغنها یا چرم سرخرنگ که در قرآن نیز آمده است) اشتباه گرفت.
در مجموع، این کلمه کاربرد رسمی و مستقلی در نثر معیار امروز ندارد و شناسایی معنای دقیق آن کاملاً وابسته به متنی است که کلمه در آن به کار رفته است.