مترادف
نشستن به معنای قرار گرفتن انسان یا حیوان بر روی نشیمنگاه، استقرار در مکانی خاص یا فرود آمدن چیزی بر روی یک سطح است.
پاسخ سریع همهٔ بخشها
مترادفجلوس، قعود، استقرار، اقامت، سکونت
متضادبرخاستن، ایستادن، بلند شدن
هم خانوادهنشست، نشیمن، نشین، همنشین، نشسته
جمله سازیمهمانان به احترام ورود استاد از جای خود بلند شدند و دوباره نشستند.
به انگلیسیSit / Sit down، Land، Reside / Settle
به عربیجَلَسَ، قَعَدَ
به ترکیOturmak، Yerleşmek، Konmak
مترادف
جلوسقعوداستقراراقامتسکونت
متضاد
برخاستنایستادنبلند شدن
هم خانواده
نشستنشیمننشینهمنشیننشسته
جمله سازی
مهمانان به احترام ورود استاد از جای خود بلند شدند و دوباره نشستند.
هواپیما پس از پروازی طولانی، به آرامی روی باند فرودگاه نشست.
گرد و غبار روی کتابهای قدیمی نشسته بود.
او پس از سالها سفر، تصمیم گرفت در شهر زادگاهش ساکن شود و بنشیند.
به انگلیسی
Sit / Sit down
نشستن (فیزیکی)
Land
نشستن (هواپیما/پرنده)
Reside / Settle
ساکن شدن
به عربی
جَلَسَ
نشستن (جلوس)
قَعَدَ
نشستن (قعود/ماندن)
به ترکی
Oturmak
نشستن
Yerleşmek
ساکن شدن / جا افتادن
Konmak
فرود آمدن (پرنده/هواپیما)
جمعبندی و توضیح کامل نشستن
نشستن در زبان فارسی تنها یک کنش فیزیکی ساده نیست، بلکه نمادی از ثبات، آرامش و درنگ در برابر حرکت است. در ادبیات و عرفان، این فعل غالباً نشاندهندهٔ سکون، پایداری و یا حتی فروتنی در برابر جایگاهی والا (مانند نشستن بر تخت) یا دروننگری است.
از نظر کاربرد زبانی، این واژه دایرهٔ معنایی گستردهای دارد؛ از کاربرد روزمره در توصیف وضعیت بدن تا مفاهیم انتزاعیتر مانند «نشستن گرد و غبار» که استعارهای از گذر زمان و سکون است. درک دقیق این فعل در بافتهای مختلف، از متون کهن تا گفتار روزمره، به تشخیص تمایز میان «ساکن بودن» و «ایستادن» کمک میکند.