یعنی چه
این عبارت یک ترکیب اضافی در زبان فارسی است که در مفاهیم فلسفی و ادبی به اصل، منشأ و بنیانِ پدید آمدن جهان و کائنات اشاره دارد.
تلفظ
واژهٔ «اساس» با فتحه روی الف اول و سین اول، و واژهٔ «هستی» با فتحه روی هاء و سکون روی سین تلفظ میشود که با کسرهٔ اضافه به هم متصل میشوند.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این عبارت دقیقاً خود کلمهٔ «اساس هستی» با ۸ حرف است. طراحان جدول گاهی از مترادفهای آن نظیر بنیاد آفرینش نیز استفاده میکنند.
به انگلیسی
در متون تخصصی فلسفی و عمومی انگلیسی، برای انتقال مفاهیم مشابه از تعابیر مرتبط با ریشه و بنیان وجود استفاده میشود.
به فارسی
مترادفهای این ترکیب اصیل در زبان فارسی شامل تعابیری همچون بنیان آفرینش، شالودهٔ جهان، اصل وجود و مبدأ کائنات است که همگی بر منشأ پیدایش دلالت دارند.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و فلسفی شرق، این مفهوم غالباً با «عشق» یا «نور» نمادگذاری میشود؛ به این معنی که موتور محرکه و پایهٔ اصلی پدید آمدن جهان، یکی از این عناصر بوده است؛ چنانکه نظامی گنجوی میگوید: «ای هستکنِ اساسِ هستی / کوته ز درت درازدستی».
جمعبندی و توضیح کامل اساس هستی
عبارت «اساس هستی» یک ترکیب اضافی و اصطلاحی در زبان فارسی است که از دو جزء با ریشههای متفاوت تشکیل شده است؛ واژهٔ «اساس» ریشهای عربی به معنای پی و پایه دارد و «هستی» واژهای اصیل و پهلوی است. این ترکیب در کنار هم مفهوم بنیاد آفرینش، شالودهٔ جهان و ریشهٔ خلق را میسازد و بیشترین کاربرد را در ادبیات عرفانی و متون فلسفی دارد.
از نظر نمادشناسی و جهانبینی شاعران شرقی، اساس و پایهٔ پیدایش کائنات غالباً به مفاهیمی همچون عشق، حرکت جوهری یا نور پیوند میخورد. اگرچه عین این ترکیب در متون دینی مانند قرآن نیامده، اما مفهوم آن از طریق واژههای همریشه مانند «أَسَّسَ» یا تعابیر توحیدی چون پدیدآورندهٔ کائنات مورد توجه قرار گرفته است.