یعنی چه
واژهٔ «بد سرنوشت» یک صفت مرکب بیانی در زبان فارسی است که به فردی اشاره دارد که تقدیر، عاقبت یا طالع او با سختی، ناکامی و شومی گره خورده است. این کلمه از دو بخش «بد» و «سرنوشت» تشکیل شده و به معنای تیره روز و واژگونبخت به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت فتحة بر باء و دال (بَد)، فتحة بر سین و راء و نون (سَر نَ)، و کسره بر واو (وِشت) است: [bad-sarnevesht].
در جدول
در کلمات متقاطع، عبارت «بد سرنوشت» دقیقاً ۸ حرف دارد. با توجه به تعداد حروف طراح جدول، میتوانید از معادلهای آن نظیر شوربخت، تیره بخت یا بداقبال نیز استفاده کنید.
به عربی
برای انتقال مفهوم بد سرنوشت در زبان عربی، با توجه به لحن متن میتوان از واژههای مَشئُوم، تَعِس یا شَقِیّ استفاده کرد که به عاقبت تلخ و ناگوار اشاره دارند.
در قرآن
عین واژهٔ «بد سرنوشت» به دلیل فارسی بودن در قرآن نیامده است؛ اما مفهوم آن در قالب واژههایی چون «شَقِیّ» (به معنی شوربخت در آیه ۱۰۵ سوره هود: فَمِنْهُمْ شَقِیٌّ وَسَعِیدٌ) و عباراتی نظیر «سَاءَتْ مَصِيرًا» (به معنی بد جایگاهی است / بد سرنوشتی است) به تصویر کشیده شده است.
نماد چیست
این عبارت یک صفت است و نماد مادی یا حیوانی استاندارد و ثبتشدهای در اساطیر ندارد. با این حال، در ادبیات کلاسیک و باورهای عامیانه، پرندگانی مانند «جغد» یا اصطلاحاتی مثل «ستارهٔ تاریک و افولکرده» مجاز یا نمادی از شومی و بختِ بد به شمار میروند.
جمعبندی و توضیح کامل بد سرنوشت
واژهٔ «بد سرنوشت» یک صفت مرکب کاملاً فارسی و فصیح است که از ترکیب پیشوند «بد» (با ریشه پهلوی) و اسم «سرنوشت» (به معنای آنچه در آغاز برای انسان رقم خورده) ساخته شده است. این کلمه در ادبیات معاصر و ترجمههای مختلف، برای توصیف افرادی به کار میرود که زندگی یا عاقبت آنها دچار محنت، ناکامی و سیاهبختی مکرر شده است.
اگرچه این ترکیب به صورت مدخلی مستقل در لغتنامههای کهن مانند دهخدا ثبت نشده، اما اجزای سازنده آن کاملاً اصیل هستند. در فرهنگ عامه و متون ادبی، این واژه بار معنایی عمیقی از تنهایی، شکست و تقدیرگرایی ناگوار را دوش میکشد و متضاد کلماتی چون خوشاقبال و سعادتمند است.