یعنی چه
واژه «قعدی» به کسی اطلاق میشود که تمایل زیادی به نشستن دارد، از کار و فعالیت دوری میکند و به تنبلی و سستی شناخته میشود. همچنین در تاریخ اسلام صفت نسبی برای فرقه «قعدیه» از خوارج است؛ کسانی که خود به جنگ نمیرفتند اما دیگران را به آن تحریک میکردند.
تلفظ
این کلمه در فرهنگ لغات با فتح قاف و سکون عین (قَعْدی) یا با ضم قاف (قُعْدی) ثبت شده است که به صفت تنبلی یا انتساب به قعدیه اشاره دارد.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی همچون «مرد بسیارنشست» یا «تنبل و خانهنشین»، کلمه ۴ حرفی «قعدی» مد نظر است.
به انگلیسی
برای توصیف ویژگی یکجانشینی و تنبلی شدید فرد از این واژهها در زبان انگلیسی استفاده میشود.
به عربی
این واژه ریشه خالص عربی دارد و از فعل ثلاثی مجرد «قعد» به معنای نشستن مشتق شده است.
به فارسی
در زبان فارسی برای رساندن مفهوم این واژه از ترکیبها و صفاتی چون گوشهنشین، سستعنصر، عافیتطلب و وامانده استفاده میشود که همگی بار معنایی سکون و بیتحرکی را دارند.
نماد چیست
قعدی در ادبیات و فرهنگ عامه به عنوان نماد نمادین افرادی به کار میرود که از زیر بار مسئولیت و تلاش شانه خالی میکنند و گوشه عزلت و بیتحرکی را برمیگزینند.
جمعبندی و توضیح کامل قعدی
واژه «قعدی» (یا قُعْدی) ریشه در زبان عربی دارد و از مصدر قعود به معنای نشستن گرفته شده است. این کلمه در لغت به معنای فردی بسیارنشست، کاهل، زمینگیر و عاجز است که تحرک و پویایی ندارد. در اصطلاح تاریخی نیز به گروهی از خوارج (قعدیه) اطلاق میشد که با وجود همعقیده بودن با خوارج متمایل به جنگ، خود خانهنشینی را برمیگزیدند و تنها به تحریک دیگران میپرداختند.
از نظر ساختار کلمهای، این واژه دقیقاً ۴ حرف دارد و همخانوادههای متعددی همچون قاعد، مقعد، تقاعد و متقاعد دارد. اگرچه خود واژه «قعدی» در قرآن نیامده، اما مشتقات ریشه آن مانند «قاعدون» به معنای نشستگان بارها در آیات مختلف استفاده شده است.
در مجموع، قعدی مفهوم ملموسی از عافیتطلبی، سستی و سکون را منتقل میکند و در کاربردهای مدرن یا معادلهای فرنگی، به سبک زندگی بیتحرک و تنبلانه اشاره دارد.