یعنی چه
این واژه بسته به حرکتگذاری و ریشه، دو معنای متمایز دارد: اگر از ریشه «خفف» باشد، به معنی خوارکننده، سبکشمرنده (اسم فاعل) یا سبکشمردهشده و ناچیز (اسم مفعول) است. اگر از ریشه «خفی» باشد، به معنی پنهانشونده، متواری و کسی است که خود را مخفی میکند.
تلفظ
در معنای خوارکننده و سبکشمرنده به صورت مُستَخِفّ (با کسر خاء و تشدید فاء) یا مُستَخَفّ (با فتح خاء و تشدید فاء) تلفظ میشود. در معنای پنهانشونده و مخفیکننده به صورت مُستَخْفٍ (با سکون خاء و کسر فاء) خوانده میشود.
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، این کلمه معمولاً به عنوان راهنمای ۵ حرفی برای مفاهیمی چون پنهانشونده در شب، خوارکننده یا سبکشمرنده کاربرد دارد.
به انگلیسی
با توجه به دو وجه معنایی واژه، در حالت اول معادلهای خوارکننده و در حالت دوم معادلهای مربوط به مخفی شدن استفاده میشوند.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی و وامگرفته از این زبان است که در متون فقهی، لغوی و قرآنی کاربرد دارد.
به فارسی
برگردانهای دقیق فارسی این واژه شامل عباراتی چون خوارکننده، سبکشمار، توهینآمیز، بیارزش، ناچیز، و در وجه دیگر آن شامل کلماتی مثل پنهان، مستتر، مخفیشده و متواری است.
جمعبندی و توضیح کامل مستخف
واژه مستخف یک اصطلاح وامگرفته از زبان عربی است که کاربردی دوگانه و کاملاً متمایز در زبان و ادبیات فارسی دارد. در حالت اول که از ریشه «خفف» میآید، به مفاهیمی همچون خفت، سبکی، خوار شمردن و بیاحترامی کردن به یک امر یا شخص اشاره دارد و به دو صورت اسم فاعل و مفعول خوانده میشود.
در حالت دوم که از ریشه «خفی» مشتق شده، به معنای پنهانشونده و متواری است. این وجه از کلمه به طور دقیق در آیه ۱۰ سوره مبارکه رعد در قرآن کریم به کار رفته است؛ جایی که به انسان پنهانشونده در تاریکی شب اشاره میکند و در تقابل با کلمه سارب (آشکار در روز) قرار میگیرد.