یعنی چه
این کلمه فعل مضارع اخباری (سوم شخص مفرد) از مصدر «بستن» است که کاربردهای متنوعی دارد؛ از جمله مسدود کردن خروجی یا در، متصل کردن دو چیز با طناب، پیمان بستن و همچنین حالت گرفتن و منجمد شدن مایعات مانند ماست یا یخ.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با فتح حرف اولِ بن مضارع (ب) و فتح حرف دال اول است: مِیبَنْدَد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این بخش با توجه به راهنمای سوال معمولاً خود فعل «می بندد» یا مترادفهای آن است.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد، معادلهای انگلیسی متفاوتی دارد که شامل بستن فضا، گره زدن یا انجماد میشود.
به عربی
در زبان عربی برای هر یک از وجوه معنایی این فعل، واژه متمایزی استفاده میشود.
به فارسی
واژگان همخانواده و اصیل فارسی آن شامل بند، بست، بسته، بنبست، وابستگی و دلبستگی است. این فعل ریشه در پارسی میانه (پهلوی) و صورت کهنتر «بَند» (band) در پارسی باستان دارد. متضادهای آن نیز میگشاید، باز میکند و وا میکند هستند.
نماد چیست
از آنجا که «میبندد» یک فعل و مفهوم عملیاتی است، نماد تصویری یا عرفانی خاصی در فرهنگ عامه برای آن تعریف نشده است؛ اما در قرآن کریم ریشه و مصدر آن در قالب واژههایی از ریشه «عقد» (پیمان) یا «سد» (دیوار) به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل می بندد
واژه «میبندد» یک فعل مضارع اخباری پرکاربرد در زبان فارسی است که از مصدر «بستن» و بن مضارع «بند» ساخته شده است. این فعل به دلیل گستردگی معنایی خود، در موقعیتهای مختلفی از جمله مسدود کردن فضاها، متصل کردن اشیاء با طناب، انعقاد قراردادهای رسمی و اجتماعی، و همچنین تغییر حالت مایعات به جامد (مانند لخته شدن یا یخ زدن) به کار میرود.
این واژه ریشه عمیقی در تاریخ زبانهای ایرانی دارد و صورت کهن آن در پارسی باستان و زبان اوستایی نیز به چشم میخورد. ساختار ششحرفی آن در جدولهای کلمات متقاطع کاربرد دارد و در زبانهای دیگر مانند انگلیسی و عربی، بسته به نوع کاربرد آن در جمله، معادلهای دقیق و تفکیکشدهای برایش وجود دارد.