یعنی چه
در علم عروض، به مجموعهای از وزنهای شعری همخانواده که از تکرار یا ترکیب پایههای مشخصی (ارکان/افاعیل) بهوجود میآیند، بحر میگویند. بحر در واقع آهنگ و دایرهٔ کلی وزن شعر را مشخص میکند.
تلفظ
واژهٔ «بحر» در زبان عربی به صورت سهحرفی و با سکون حرف دوم (بَ حْ ر) تلفظ میشود و واژهٔ عروض نیز با فتح عین و ضم رء (عَرُوض) خوانده میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای این نشانه در جدول، خود عبارت «بحری در عروض» با ۱۰ حرف است. همچنین بسته به طراح جدول، کلماتی مانند «بحر» یا «افاعیل» نیز میتوانند مد نظر باشند.
به انگلیسی
در ادبیات انگلیسی و غربی برای توصیف این اصطلاح ساختاری از واژگان مربوط به وزن و گامهای شعری (Meter) استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای فارسی اصطلاحی برای این مفهوم شامل واژگانی چون «وزن کلی»، «دایره عروضی» و «آهنگ کلی شعر» است که ساختار ایقاعی و موسیقایی شعر را بازگو میکنند.
در قرآن
واژهٔ «بحر» و مشتقات آن مانند «بحرین» بیش از ۴۰ بار در قرآن به معنی حقیقی کلمه یعنی «دریا» استفاده شده است. از آنجا که قرآن اساساً شعر نیست، این واژه به عنوان اصطلاح عروضی (وزن شعر) در قرآن کاربردی ندارد.
نماد چیست
در عروض سنتی، نماد هر بحر همان افاعیل یا ارکان تنتنانه آن (مانند مفاعیلن یا فاعلاتن) است. در عروض جدید و آوایی، نماد آن پیاپیآمدی از هجاهای کوتاه (U) و بلند (—) است.
جمعبندی و توضیح کامل بحری در عروض
بحر یکی از کلیدیترین و بنیادینترین اصطلاحات در علم عروض (سنجش وزن شعر) است. بنیانگذار این بحور خلیل بن احمد فراهیدی در قرن دوم هجری بود که در ابتدا ۱۵ بحر را تدوین کرد و بعدها شاگردش اخفش، بحر شانزدهم (متدارک) را به آن افزود. عروضدانان ایرانی نیز در طول تاریخ چند بحر خاصِ شعر فارسی مانند بحر قریب، جدید و مشاکل را به این مجموعه اضافه کردند.
وجه تسمیه واژهٔ «بحر» (به معنی دریا) در عروض این است که همانند دریا که پایانناپذیر است و انواع مرواریدها و مخلوقات را در خود جای میدهد، یک بحر عروضی نیز گنجایش بیتهای بیشمار و تغییرات یا زحافات گوناگونی را در ساختار خود دارد. بحور عروضی بر اساس ساختار ارکان خود به دو دستهٔ کلی متّفقالارکان (بسیط یا صافی) و مختلفالارکان (مرکب یا مزدوج) تقسیم میشوند.