یعنی چه
در هنر سنتی، به شیوه کپی کردن یک طرح با سوراخ کردن خطوط و تکاندن کیسه خاکه زغال روی آن میگویند. در زبانشناسی نیز به معنای ترجمه لفظبهلفظ و ساختاری یک ترکیب فرنگی (مانند آسمانخراش) به زبان خودی است.
تلفظ
این ترکیب از واژه «گرته» (شکل دگرگونشده گَرد و گرده به معنای پودر نرم) و مصدر «کشیدن» ساخته شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی چون گرتهبرداری، کپیبرداری و نسخهبرداری نیز به عنوان پاسخهای هممعنی کاربرد دارند.
به انگلیسی
برای مفهوم هنری آن از واژه Pouncing و برای مفهوم زبانشناسی و ترجمه ساختاری از اصطلاح Calque استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای اشاره به کارکرد هنری آن اصطلاح النسخ بالحقيبة و در مباحث دستور زبان و زبانشناسی اصطلاح الترجمة الاقتراضية یا الکالک را به کار میبرند.
به فارسی
واژههای مترادف و هممعنی فارسی آن شامل گرتهبرداری، نسخهبرداری، کپیبرداری و تقلید طرح هستند. از نظر ریشهشناسی کاملاً فارسی بوده و واژههای گرته، گرتهبردار و گرتهریزی با آن همخانواده هستند. واژههای ابداع و نوآوری نیز متضاد آن به شمار میروند.
نماد چیست
این واژه در هنر سنتی و نگارگری نماد آموزش آکادمیک، تکرار تمرین و مشق کردن از روی دست استاد است. در ادبیات مدرن و نقد زبانی، به عنوان نمادی از تأثیر ناخودآگاه، تقلید ساختاری یا آسیب زبانهای بیگانه بر پیکره زبان مادری یاد میشود.
جمعبندی و توضیح کامل گرته کشیدن
اصطلاح «گرته کشیدن» ریشه در هنرهای سنتی ایران بهویژه نگارگری و طراحی فرش دارد. در قدیم هنرمندان برای تکثیر یک اثر، خطوط آن را با سوزن سوراخ کرده و با تکاندن کیسهای از گرد زغال یا خاکه سیاه بر روی کاغذ جدید، رد طرح را منتقل میکردند؛ عملی که به آن گرتهکشی یا خاکهریزی میگفتند.
در دوران معاصر، این اصطلاح با عنوان «گرتهبرداری» به حوزه زبانشناسی و ترجمه نیز راه یافته است. در این علم، هرگاه مترجم به جای ترجمه مفهومی، ساختار ترکیبی یک کلمه یا جمله فرنگی را کلمه به کلمه به فارسی برگرداند، گرتهبرداری رخ داده است؛ مانند ساخت واژه «آسمانخراش» از روی اصطلاح انگلیسی Skyscraper.
این واژه اصالتی کاملاً فارسی دارد و ریشه آن به کلمه «گرده» به معنای پودر نرم بازمیگردد. در کاربردهای جدول و واژهنامه، مفاهیمی چون کپیبرداری، نسخهبرداری و تقلید طرح به عنوان برابرهای معنایی آن شناخته میشوند.