یعنی چه
بد اخم یک صفت مرکب در زبان فارسی است و به شخصی دلالت دارد که همواره ابرو درهم کشیده است و حالت چهرهاش نشاندهنده ناراحتی، بیحوصلگی یا عصبانیت است. این واژه از دو بخش «بد» و «اخم» (به معنی چین و گره ابرو) تشکیل شده است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت فتحة کلمه اول (بَد) و سکون روی حروف خ و م در کلمه دوم (اَخْمْ) است.
در جدول
پاسخ دقیق برای این کلمه در جدول ۵ حرف دارد. از دیگر کلمات مشابه میتوان به عبوس، بدعنق و کجخلق اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژگان متعددی برای رساندن مفهوم بداخمی وجود دارد که رایجترین آنها Grumpy و Sullen هستند.
به عربی
در زبان عربی از واژه عابس برای کسی که چهره درهم میکشد و از متجهم برای حالت عبوس بودن استفاده میشود.
به ترکی
اصطلاح Asık suratlı در زبان ترکی استانبولی دقیقاً معادل کنایه صفت بد اخم یا ترشرو در فارسی است.
در قرآن
خود واژه فارسی «بد اخم» در قرآن کریم نیامده است؛ اما مفهوم و ریشه معادل آن در زبان عربی یعنی فعل «عَبَسَ» (به معنی چهره درهم کشید) در آیه اول سوره عبس و همچنین صفت «عَبُوساً» در آیه ۱۰ سوره انسان برای توصیف سختی روز قیامت به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل بد اخم
واژه بد اخم یک صفت مرکب اصیل و ساختگی در زبان فارسی است که از ترکیب پیشوند «بد» و اسم «اخم» پدید آمده است. این کلمه در فرهنگ عامه و لغتنامههای معتبری چون دهخدا و معین به فردی اشاره دارد که به دلیل کجخلقی، ناراحتی یا عادت رفتاری، همواره ابروهای خود را گره میزند و چهرهای ناخوشایند و بدون لبخند از خود نمایش میدهد.
این صفت در تعاملات اجتماعی معمولاً بار منفی دارد و در برابر صفاتی همچون خوشرو، خندان و گشادهرو قرار میگیرد. در ادبیات داستانی و فرهنگ نمادها، شخصیتهای منزوی یا عبوس (مانند اسکروچ) و همچنین اموجیهای خشمگین و گرهخورده، نمادی از این حالت روحی و ظاهری هستند.
مفهوم بداخمی در تمامی زبانها و فرهنگها شناختهشده است؛ به طوری که در انگلیسی با واژگانی نظیر Grumpy و در عربی با ریشه عَبَسَ (که در قرآن کریم نیز به آن اشاره شده) به خوبی بازتاب یافته است و همگی به یک حالت روانشناختی و بیرونی یکسان اشاره دارند.