یعنی چه
واژه طبله در زبان فارسی سه معنای اصلی و کاربردی دارد: نخست، صندوقچه یا قوطی کوچکی که عطاران برای نگهداری عطر، مشک و داروها استفاده میکردند؛ دوم، نوعی ساز موسیقی کوبهای و کوچک که در موسیقی سنتی افغانستان و هند رواج دارد؛ سوم، اصطلاحی در بنایی و معماری (طبله کردن) که به معنای باد کردن، آماس کردن یا جدا شدن لایه گچ و رنگ از روی دیوار است.
تلفظ
این واژه به صورت فتح حرف اول (ط)، سکون حرف دوم (ب) و فتح حرف سوم (ل) یعنی طَبْله (تلفظ آوایی: Tablah) خوانده میشود.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد، در زبان انگلیسی برای مفهوم ظرف عطر از Scent-box و برای ساز موسیقی از واژه Tabla یا Small drum استفاده میشود.
به عربی
این کلمه در اصل ریشه عربی دارد و در زبان عربی به همان صورت طَبْلَة یا صُنْدُوق صَغِير به کار میرود.
به ترکی
در زبان ترکی برای اشاره به این مفهوم از واژههای Davul (به معنی مطلق طبل) یا Küçük davul (طبل کوچک) بهره میبرند.
به فارسی
برابرهای فارسی این واژه در لغتنامههای معتبر (دهخدا، معین، عمید) با توجه به کاربرد آن عبارتند از: صندوقچه، حُقّه، دُرج، جُونه و بویدان (در معنای ظرف عطر)؛ طبلک و دنبک (در معنای ساز)؛ و آماس یا شکمدادگی (در اصطلاح معماری).
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی، بهویژه در آثار سعدی شیرازی، ترکیب «طبله عطار» نماد انسان دانا، عالم و بافضیلتی است که سرشار از هنر و دانش است اما سکوت اختیار میکند و اجازه میدهد کردار و هنرشان خود را نشان دهد؛ دقیقاً در نقطه مقابل «طبل غازی» (طبل جنگی) که میانتهی است و فقط سروصدای زیادی دارد.
جمعبندی و توضیح کامل معنی کلمه طبله
واژه «طبله» یک کلمه وامگرفته از ریشه عربی است که وارد زبان و ادبیات فارسی شده و سه کاربرد کاملاً متمایز را در خود جای داده است. رایجترین کاربرد سنتی آن در ادبیات به ظرف مخصوص نگهداری مشک و عطر اشاره دارد که به دلیل بوی خوش مکتوم در آن، به نمادی از معرفت و درونپاکی تبدیل شده است. از سوی دیگر، در دنیای موسیقی به عنوان یک ساز کوبهای پوستی شناخته میشود و در صنعت ساختمانسازی و بنایی، اصطلاح «طبله کردن» برای توصیف خرابی و باد کردن گچ دیوار به کار میرود.
بررسی این واژه در لغتنامههای شاخص مانند دهخدا و معین نشان میدهد که این کلمه اگرچه ساده به نظر میرسد، اما به دلیل چندمعنایی بودن، هم در متون کهن عرفانی و هم در زبان عامیانه و تخصصی امروز (معماری و موسیقی) زنده نگه داشته شده است. پیوند ظریف این واژه با فرهنگ عامه و ادبیات تعلیمی، آن را به نمونهای جذاب از تطور کلمات در زبان فارسی تبدیل کرده است.