یعنی چه
غریب شدن به معنای دور شدن از دیار و وطن و قرار گرفتن در میان افراد ناآشناست که منجر به احساس تنهایی و بیگانگی میشود. در متون کهن، این اصطلاح به معنای عجیب، شگفتآور و غیرعادی جلوه کردن نیز به کار رفته است. در ادبیات عرفانی نیز نمادی از هبوط روح انسان از عالم ملکوت به دنیا و احساس تنهایی آن است.
تلفظ
این ترکیب فعلی متشکل از واژه صفت «غریب» (غَ. ریب) به همراه فعل کمکی «شدن» (شُ. دَن) است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، معادل هفتحرفی برای مفاهیمی چون دور افتادن از وطن یا ناشناس شدن، خودِ عبارت «غریب شدن» است.
به انگلیسی
برای مفهوم بیگانگی و دوری از وطن از اصطلاحات بیگانگی و برای معنای دوم از واژگان مربوط به شگفتی استفاده میشود.
به عربی
ریشه این واژه عربی (غ ر ب) است و در زبان عربی به معنای دوری از وطن و خروج از دیار به کار میرود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای هر دو وجه معنایی این واژه (بیگانگی و عجیبی) معادلهای مجزایی وجود دارد.
جمعبندی و توضیح کامل غریب شدن
عبارت «غریب شدن» در زبان فارسی دو لایه معنایی عمده دارد؛ نخستین و رایجترین معنای آن، دور افتادن از موطن، ناشناس ماندن و تجربه حس بیگانگی و تنهایی در میان جمع است. این مفهوم ریشه در واژه عربی «غرب» دارد که با مفاهیمی مثل غروب و پنهان شدن پیوند خورده و یادآور احادیث و متونی است که در آنها مظلومیت و ناشناخته بودن حقیقت مطرح میشود.
در وجه دوم و نگاهی به ادبیات کلاسیک و متون کهن، غریب شدن یا غریب آمدن به معنای عجیب، نادر و شگفتآور جلوه کردن است. همچنین در نگاه عرفانی، این اصطلاح نمادی عمیق از هبوط روح انسان به شمار میرود؛ روحی که خود را در این جهان مادی بیگانه میبیند و دلتنگ بازگشت به وطن اصلی و ملکوتي خویش است.