یعنی چه
در زبان عامیانه و اصطلاحات روزمره، این عبارت به معنای پیش نرفتن کارها، درماندگی، و نیازمند شدن به شخص یا ابزاری خاص است. در واقع وقتی چرخه کار به دلیل نبود یک عامل کلیدی متوقف میشود، میگویند کار لنگ مانده است.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت ترکیبی به صورت لَنگ ماندَن (lang mândan) است که واژه اول با فتح لام و واژه دوم با فتح دال ادا میشود.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، عبارت «لنگ ماندن» دقیقاً ۸ حرف دارد. معادلهای دیگر آن شامل معطل ماندن (۹ حرف) و درماندن (۷ حرف) است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم از اصطلاحاتی مانند To be stranded (بیکس و کار یا معطل ماندن) یا To be stalled (متوقف شدن کار و پروژه) استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی فعل تعطل به معنی از کار افتادن و اصطلاح بقی معلقاً به معنی بلاتکلیف و معلق ماندن کارها، نزدیکترین معادلهای مفهومی هستند.
به فارسی
مترادفهای اصیل و رایج فارسی این عبارت شامل درماندن، عقیم ماندن کار، واگشتن و پیش نرفتن امور است. در مقابل، متضاد آن شامل رونق گرفتن، روان شدن و راه افتادن کارهاست.
نماد چیست
این عبارت اصطلاحی نماد رسمی تاریخی ندارد، اما در تصویرسازی ذهنی جامعه، نمادی از یک چرخ پنچر شده یا کاروانی زمینگیر شده است که امکان حرکت ندارد.
جمعبندی و توضیح کامل لنگ ماندن
اصطلاح «لنگ ماندن» یکی از تعابیر کنایی و بسیار پرکاربرد در زبان عامیانه فارسی است. این عبارت ریشه در واژه پهلوی (lang) دارد که ابتدا برای توصیف نقص عضو یا پای آسیبدیده به کار میرفته است. با گذشت زمان، این مفهوم فیزیکی به دنیای کار و فعالیتهای روزمره منتقل شد تا نشاندهنده توقف ناگهانی و اجباری یک جریان باشد.
در کاربرد امروزی، وقتی فردی میگوید کارش لنگ مانده، به این معناست که به دلیل واگذار نشدن یک امضا، نرسیدن بودجه یا غیبت یک شخص کلیدی، کل فرآیند پیشرفت او قفل شده است. این اصطلاح حس کلافگی و وابستگی شدید به یک عامل خارجی را به زیبایی در ادبیات روزمره ایرانیان منتقل میکند.