یعنی چه
تجسم به معنی عینییت بخشیدن به امور ذهنی و شکلگیری یک پدیده است؛ یعنی انسان یک امر خیالی یا فکری را به گونهای در ذهن خود تصویر کند که گویی واقعی، مادی و محسوس است.
مترادف
واژههایی مانند تمثل، تصویر و پیکرپذیری بیشترین شباهت معنایی را با تجسم دارند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه عربی (جسم) ساخته شدهاند و مفهوم کالبد و مادی شدن را در خود دارند.
تلفظ
این واژه بر وزن تَفَعُّل تلفظ میشود و دارای تشدید روی حرف سین است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به کالبد یافتن یا تصویر ذهنی، کلمه ۴ حرفی تجسم به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به متن، در روانشناسی و ذهنگرایی از Visualization و در مفاهیم فلسفی و عینی از Embodiment استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای سره و روان فارسی که میتوان به جای این واژه به کار برد، پیکرپذیری و نمودیافتگی هستند.
جمعبندی و توضیح کامل تجسم
واژه تجسم از ریشه عربی جسم گرفته شده و در اصل به معنای کالبد یافتن و مادی شدن یک امر انتزاعی است. در زبان فارسی، این کلمه بیشتر در دو حوزه کاربرد دارد؛ یکی هنر و روانشناسی که به معنای تصویرسازی ذهنی و ساختن شکل یک ایده در خیال است، و دیگری در مباحث فلسفی و دینی مانند «تجسم اعمال» که به عینی شدن رفتارهای انسان در سرای دیگر اشاره دارد.
این مفهوم نشاندهنده قدرت ذهن در تبدیل مفاهیم غیرمادی به پدیدههای قابل درک و ملموس است. متضاد این واژه کلماتی چون تجرد و انتزاع هستند که بر جنبه غیرمادی و صرفاً ذهنی بودن تاکید دارند.