یعنی چه
در اصطلاح عامیانه و ترکیبی، قضا و قدر به معنای سرنوشت، مقدرات الهی، بخت و حوادث غیرقابلپیشبینی جهان است. قضا در لغت به معنی فیصله دادن، حکم کردن و حتمیت است و قدر به معنی اندازهگیری، سنجش و تعیین حد و حدود یک شیء میباشد.
تلفظ
این ترکیب لغوی در زبان فارسی به صورت «قَضا وَ قَدر» (ghazā va ghadar) خوانده و تلفظ میشود.
به عربی
این اصطلاح ریشه در زبان عربی دارد و در متون فلسفی و کلامی به همین صورت به کار میرود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای رساندن این مفهوم از ترکیب کادر و قضا یا اصطلاح الن یازیسی استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای فارسی و واژگان جایگزین آن در ادبیات شامل سرنوشت، تقدیر، بخت، طالع، مشیت الهی، قسمت، فرمانِ ازلی و حکمِ حتمی است.
در قرآن
ترکیب «قضا و قدر» به صورت یکجا در قرآن نیامده است، اما به صورت جداگانه کاربرد زیادی دارند؛ مانند مادهٔ قدر در آیه ۳ سوره طلاق («قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا») به معنی اندازه، و مادهٔ قضا در آیه ۱۱۷ سوره بقره («وَإِذَا قَضَىٰ أَمْرًا...») به معنی فرمان قطعی.
نماد چیست
در فرهنگ عامه، ادبیات اساطیری و اشعار فارسی، مفاهیمی چون «چرخ فلک»، «آسمان»، «لوح و قلم» و «تیرِ غیب» به عنوان نمادهای جاریکننده یا نشاندهندهٔ قضا و قدر شناخته میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل قضاء وقدر
عبارت «قضا و قدر» یکی از مفاهیم بنیادین در تفکر کلامی، فلسفی و فرهنگ عامه ایرانی و اسلامی است. این اصطلاح از دو واژه عربی مجزا ساخته شده است؛ «قضا» که در لغت به معنای حکم قطعی، فیصله دادن و یکسره کردن کارهاست، و «قدر» که به سنجش، اندازهگیری و تعیین حد و مرزهای هندسی هر پدیده اشاره دارد. در باور عمومی، ترکیب این دو کلمه مفهوم سرنوشت، مشیت الهی و مقدرات تغییرناپذیر جهان را تداعی میکند.
اگرچه این ترکیب به صورت یکپارچه در متن قرآن کریم ذکر نشده، اما ریشهها و مواد اولیه هر دو کلمه به وفور و با معانی دقیق لغوی و هدایتی در آیات مختلف به کار رفتهاند. در ادبیات فارسی نیز شاعران و نویسندگان بارها با به کار بردن تعابیری همچون چرخ فلک، تیر غیب و لوح و قلم، به این نیروی حاکم بر تقدیر انسانها اشاره کرده و آن را به عنوان بخشی از نظم جهان تبیین نمودهاند.