یعنی چه
این عبارت به معنای قرار گرفتن و سکونت یافتن در یک مکان است، به طوری که فرد یا شیء در جای خود پابرجا و ثابت شود. در مفاهیم کنایی و ادبی نیز به معنای نفوذ کردن در دل یا ذهن کسی، محبوب شدن و مورد پسند واقع شدن به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این فعل مرکب به صورت «جاگیر شدن» (jā-gīr šo-dan) است که صورت کهنتر و ادبی آن نیز «جایگیر شدن» تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف میتواند خود واژه یا مترادفهای آن باشد.
به انگلیسی
برای انتقال این مفهوم در زبان انگلیسی، بسته به متن از افعال مربوط به استقرار یا صفتهای مربوط به اشغال فضا استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی افعالی که بر ثبات، تمکن و استقرار در یک مکان یا جایگاه دلالت دارند، به عنوان معادل این اصطلاح به کار میروند.
به فارسی
برگردانها و واژههای هممعنی فارسی آن شامل متمکن شدن، ثبات یافتن، مسکن گزیدن و در معنای عامیانه و روزمره «جا افتادن» است.
جمعبندی و توضیح کامل جاگیر شدن
عبارت «جاگیر شدن» یک فعل مرکب اصیل فارسی است که از ترکیب اسم «جا»، بن مضارع «گیر» و فعل کمکی «شدن» ساخته شده است. این واژه در وهله اول مفهوم فیزیکیِ قرار گرفتن، مستقر شدن و ثابت شدن یک شیء یا فرد در مکانی مشخص را میرساند؛ به طوری که در گفتار روزمره به اشیای حجیم که فضای زیادی را اشغال میکنند نیز «جاگیر» میگویند.
از سوی دیگر، این عبارت دارای ابعاد کنایی و ادبی ارزشمندی است. در ادبیات فارسی، جایگیر شدن در دل، ذهن یا دماغ کسی به معنای نفوذ کردن، محبوب شدن و پذیرفته شدن سخن یا محبت است؛ همانطور که فردوسی بزرگ میفرماید: «چو گشت این سخن بر دلش جایگیر / بفرمود تا پیش او شد دبیر».
در ریشهشناسی تاریخی، واژه «جاگیر» به زمینهایی نیز اطلاق میشده که سلاطین به امرا پیشکش میکردند و با نظام اقطاعداری پیوند دارد. از نظر مفهومی، این اصطلاح با واژگان قرآنی مانند «مستقر» و «استوی» قرابت معنایی دارد و نشاندهنده ثبات، آرامش و سکون پس از حرکت است.