یعنی چه
مُسْتَصْلِح در لغت به کسی گفته میشود که خواهان صلاح، بهبودی، شایستگی و مصلحتبینی در امور است. همچنین در مفهوم کاربردیتر به کسی اطلاق میشود که زمین بایر را آباد و قابل کشت (احیا) میکند. این واژه از ریشه عربی «صلح» بر وزن اسم فاعل باب استفعال ساخته شده است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت مُسْتَصْلِح (mōs-tas-leh) است که حرف اول (م) دارای ضمه و حرف صاد و لام دارای کسره هستند.
در جدول
در جدولهای متقاطع و حل معما، کلمه «مستصلح» به عنوان پاسخ ۶ حرفی برای راهنماهایی مثل «خواهان صلاح و بهبودی»، «مصلحتبین» یا «احیاکننده زمین بایر» استفاده میشود.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد، در زبان انگلیسی برای معنای آبادگر زمین از Reclaimer و برای مفاهیم مصلحتجویی و اصلاحطلبی از Reformer یا Well-wisher استفاده میشود.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و در زبان مبدأ نیز به همین صورت (اسم فاعل از مصدر استصلاح) به کار میرود و به معنای کسی است که به دنبال مصلحت و خیر است.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل عباراتی چون «نیکوکردنخواهنده»، «بهبودخواه»، «مصلحتجو» و در امور کشاورزی و اراضی «آبادکننده» است. متضاد این کلمه در زبان عربی «مستفسد» (تباهیخواه) است. باید توجه داشت که این کلمه با واژه «مستأصل» (درمانده) اشتباه گرفته نشود.
جمعبندی و توضیح کامل مستصلح
واژه مُسْتَصْلِح یک صفت فاعلی با ریشه عربی (صلح) است که وارد زبان فارسی شده و مفهوم خیرخواهی، طلب صلاح و گرایش به بهبودی را میرساند. این کلمه در متون کلاسیک و فقهی گاه به کسی که زمینهای موات و بایر را احیا و آباد میکند نیز اطلاق میشود که نشاندهنده ابعاد مادی و معنوی اصلاح در این واژه است.
باید دقت داشت که این کلمه در متن قرآن کریم عینا به کار نرفته، هرچند مشتقات همخانواده آن مانند صالح و مصلح فراوان یافت میشوند. همچنین از نظر املایی و معنایی تفاوت کاملی با واژه «مستأصل» دارد؛ چرا که مستصلح به دنبال ساختن و بهبود است، در حالی که مستأصل به معنی ریشهکن شده و درمانده است.