یعنی چه
در اصطلاح منطق، فقه و فلسفه، به هدف اصلی یا واجب اصلی که برای رسیدن به آن نیاز به مقدمات داریم، «ذیمقدمه» یا «ذوالمقدمه» میگویند. به عنوان یک مثال ساده، نماز ذیمقدمه است و وضو، مقدمهٔ آن به شمار میرود.
تلفظ
این ترکیب اضافه به صورت [ذی مِ قَ دْ دَ مِ] تلفظ میشود.
به انگلیسی
در متون فلسفی و منطقی انگلیسی، بسته به سیاق متن، از واژگانی چون هدف اصلی یا موجود مشروط استفاده میشود.
به عربی
این اصطلاح ریشه در زبان عربی دارد و از ترکیب «ذی/ذو» (دارای) و «المقدمة» ساخته شده است.
به فارسی
معادلهای فارسی دقیق این اصطلاح شامل واژگانی چون «اصل مطلب»، «مقصود اصلی»، «هدف پایانی» و «چیز متوقفشده بر دیگری» است.
در قرآن
عبارت «ذیمقدمه» در قرآن وجود ندارد؛ اما مباحث اصولی و فقهی مربوط به رابطه مقدمه و ذیمقدمه در تفسیر و استخراج احکام آیات تکلیفی کاربرد گستردهای دارد.
نماد چیست
از آنجا که ذیمقدمه یک مفهوم ذهنی، منطقی و اصولی است، نشان یا نماد نمادین و تصویری خاصی در فرهنگها برای آن تعریف نشده است.
جمعبندی و توضیح کامل ذی مقدمه
اصطلاح «ذیمقدمه» (یا ذوالمقدمه) یک مفهوم کلیدی در علوم عقلی، منطق و اصول فقه است که به زبان ساده به معنای «صاحب مقدمه» یا همان هدف و اصل مطلبی است که برای دست یافتن به آن، باید مراحل یا پیشزمینههایی (مقدمات) طی شود. در واقع، مقدمه ابزار و راه رسیدن است و ذیمقدمه همان مقصد نهایی و اصلی است.
این واژه ریشه در زبان عربی دارد و ساختار آن از نظر املایی در زبان فارسی کاربرد فراوانی در متون تحلیلی و حقوقی دارد. در ساختار جدول نیز کلمه «ذی مقدمه» دقیقاً از ۷ حرف تشکیل شده است که به عنوان یک پاسخ دقیق برای طراحان و حلکنندگان جدول شناخته میشود.