یعنی چه
مستطاع در لغت به معنای کسی است که توانایی و قدرت انجام کاری را دارد. در اصطلاح فقهی و حقوقی، به فردی گفته میشود که از نظر مالی، جسمی و مسیر سفر، توانایی ادای مناسک حج را پیدا کرده است. همچنین در کاربرد عامتر به معنای امر ممکن و مقدور نیز به کار میرود.
تلفظ
این واژه به صورت مُسْتَطَاع (با ضمه روی میم، سکون سین، فتحه طاء و الف کشیده) تلفظ میشود و ریشه عربی دارد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ به راهنمای «توانمند فقهی» یا «دارای استطاعت حج»، کلمه ۶ حرفی «مستطاع» است. معادلهای دیگری چون توانا و متمکن نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم مستطاع در زبان انگلیسی، بسته به سیاق متن از واژگان Capable (توانا)، Afford (توانایی مالی داشتن) یا Feasible (شدنی و مقدور) استفاده میشود.
به فارسی
برگردانهای اصیل و روان فارسی برای این کلمه شامل واژههایی چون توانا، متمکن، قادر، ثروتمند و دارا است که نشاندهنده توانایی انجام یک تکلیف یا کار مشخص است.
نماد چیست
واژه مستطاع یک اصطلاح فقهی، حقوقی و زبانی برای بیان میزان توانمندی انسان است؛ به همین دلیل، این کلمه واجد نماد مادی، اسطورهای یا نشانهشناختی خاصی در فرهنگها نیست.
جمعبندی و توضیح کامل مستطاع
واژه مستطاع از ریشه عربی «ط و ع» و از باب استفعال گرفته شده است که در اصل به معنای طلب توانایی یا به دست آوردن قدرت برای انجام یک کار است. این کلمه در ادبیات فارسی و متون فقهی جایگاه ویژهای دارد و همخانوادههایی چون استطاعت، مطیع و طاعت دارد. متضادهای اصلی آن نیز واژگانی مانند عاجز، ناتوان و فقیر هستند.
بیشترین شهرت این واژه به کاربرد قرآنی و فقهی آن در سوره آلعمران آیه ۹۷ بازمیگردد که حج را بر کسانی که «استطاعت» و توانایی راه را دارند واجب کرده است. با این حال، در متون غیرفقهی نیز هرگاه سخن از مقدور بودن یا امکانپذیر بودن امری به میان میآید، از این کلمه استفاده میشود.