معنی
واژه فزونی در زبان فارسی به حالت یا کیفیت زیاد بودن، رشد کردن و بالا رفتن میزان یا تعداد چیزی اشاره دارد. این کلمه در متون ادبی گاهی در معنای مثبت مانند فراوانی نعمت و برکت، و گاهی در معنای منفی مانند زیادهخواهی و افزونطلبی به کار میرود.
یعنی چه
عبارت فزونی داشتن یا فزونی یافتن به معنای این است که یک پدیده از نظر کمی یا کیفی سیر صعودی طی کند و بر مقدار قبلی آن افزوده شود.
مترادف
این واژهها در بافتهای مختلف زبان فارسی میتوانند به جای فزونی استفاده شوند و همگی بار معناییِ رو به رشد یا فراوان بودن را دلالت میکنند.
متضاد
کلماتی که مفهوم رو به افول، کم شدن، نقص یا کمبود یک چیز را در مقایسه با وضعیت ایدهآل یا قبلی نشان میدهند.
هم خانواده
این کلمات همگی از یک ریشه مفهومی و ساختار واژگانی در زبان فارسی مشتق شدهاند و معنای مشترکِ افزوده شدن را در خود دارند.
ریشه
این واژه از ریشه فزون/افزون (مرتبط با مصدر افزودن) میآید. در زبانهای ایرانی باستان و میانه به مفهوم روییدن، انبوه شدن، رشد کردن و افزایش یافتن به کار میرفته است.
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، معمولاً کلمه فزونی به عنوان پاسخ برای راهنماهای 'بیشی'، 'زیادتی' یا 'فراوانی نعمت' مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
بسته به متن مورد نظر، میتوان از معادلهای فوق برای ترجمه دقیق مفهوم فزونی استفاده کرد.
جمعبندی و توضیح کامل فزونی
واژه «فزونی» یکی از اصیلترین کلمات زبان فارسی است که ریشه در دوران باستان دارد و مفهوم بنیادینِ افزایش، رشد و فراوانی را بازگو میکند. این کلمه در طول تاریخ ادبیات و اندیشه ایرانی، همواره نقشی دوگانه و عمیق ایفا کرده است؛ از یک سو نماد برکت، روزیِ فراوان، رویش بهاری و کمال به شمار میرود و از سوی دیگر در دایره مفاهیم عرفانی و اخلاقی، به عنوان هشداری در برابر آز، طمع و فزونخواهیهای مادی دنیوی مطرح میشود.
اگرچه خود کلمه فزونی به این شکل در متن قرآن کریم نیامده است، اما مترجمان فارسیزبان از آن به عنوان معادل دقیقی برای مفاهیم والای قرآنی نظیر برکت (خیر کثیر و پایدار)، تکاثر (تفاخر به ثروت) و نموّ مال در برابر ربا استفاده کردهاند. در نهایت، فزونی حالتی از کثرت و اشباع را نشان میدهد که هم در محاسبات مادی و هم در سیر و سلوک معنوی، تبیینکننده جابجایی مرزها به سمت فراتر رفتن است.