یعنی چه
واژه پیخال در زبان فارسی به سه معنی اصلی به کار میرود: اول فضله، مدفوع و سرگین پرندگان و حشرات (بهویژه مگس)؛ دوم چرک و آب غلیظی که در گوشه چشم جمع میشود؛ و سوم دُرد، لای و تهنشین هر چیز.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی به صورت پَیخال (paykhāl) تلفظ میشود که حرف اول آن مفتوح و حرف دوم ساکن است.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع فارسی، کلمه پیخال به عنوان یک پاسخ دقیق ۵ حرفی برای عباراتی همچون فضله مگس یا فضله پرندگان شناخته میشود.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این واژه با توجه به بستر متن شامل Droppings برای فضله پرندگان و حشرات، و کلماتی چون Feces و Stool برای مدفوع عمومی است.
به فارسی
این کلمه کاملاً پارسی است و از ترکیب پیخ (فضله یا چرک) و پسوند نسبت ـال ساخته شده است. واژههایی مانند فضله، سرگین، ذرق، براز، مدفوع و چرک هممعنیهای فارسی آن هستند.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی، پیخال (بهویژه فضله مگس) مظهر و نماد پستی، حقارت، بیارزشی و آلودگی ظاهری است؛ به طوری که در تقابل با پرندگان بلندپروازی چون شاهین به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل پیخال
واژه «پیخال» یک واژه اصیل و کاملاً پارسی است که از ترکیب «پیخ» به معنای چرک یا فضله همراه با پسوند نسبت «ـال» تشکیل شده است. این واژه در درجه نخست به فضله و سرگین پرندگان و حشرات ناچیز مانند مگس اشاره دارد، اما کاربردهای دیگری نظیر ترشحات غلیظ گوشه چشم (پیخ) و تهنشین مایعات نیز برای آن ثبت شده است.
در متون کهن و اشعار فارسی، این واژه به دلیل ماهیت خود، نمادی از بیارزشی، پستی و آلودگی مادی به شمار میرود. این لغت ریشه عربی نداشته و در قرآن کریم به کار نرفته است، بلکه به طور کامل به گنجینه واژگان زبان فارسی تعلق دارد.