یعنی چه
این واژه به معنای حرکت آهسته و سینه خیز به سمت عقب، پسنشینی تدریجی و مخفی شدن است. در متون کهن معمولاً زمانی به کار میرود که موجود یا شخص از روی ترس، شرم یا برای چیدن یک مکر و حیله، آرامآرام به عقب برمیگردد و خود را پنهان میکند.
تلفظ
تلفظ صحیح این مصدر مرکب به صورت «واپَس خَزیدَن» است که در زبان آوانگار بینالمللی به شکل [vâpas khazidan] نمایش داده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این راهنما دقیقاً واژه «واپس خزیدن» است که ۹ حرف دارد. از معادلهای دیگر آن میتوان به «پس خزیدن» یا «بازخزیدن» اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافت متن، عباراتی که مفهوم حرکت سینه خیز یا عقبنشینی آهسته را برسانند برای این واژه استفاده میشوند.
به فارسی
واژگان هممعنی و مترادف آن در زبان فارسی عبارتند از: پسخزیدن، عقبنشینی کردن، پس نشستن و بازخزیدن. متضاد این واژه نیز «پیشخزیدن» یا «جلو آمدن» است.
نماد چیست
این واژه در ادبیات و فرهنگ سنتی نماد تصویری رسمی ندارد؛ اما از نظر مفاهیم کنایی، نمادی از پنهانکاری، مکرِ پنهانی، ترس، و رفتارهای وسوسهانگیز شیطانی است که با تابش روشنایی و حقیقت، ناچار به عقبنشینی و گم شدن در تاریکی میشود.
جمعبندی و توضیح کامل واپس خزیدن
واژه «واپس خزیدن» یک مصدر مرکب پیشوندی اصیل در زبان فارسی است. این عبارت از پیشوند «واپس» به معنی عقب یا پشت (با ریشه پهلوی apapas) و مصدر «خزیدن» به معنی حرکت آهسته شکم بر زمین ساخته شده است. این واژه به خوبی سیر تطور معنایی خود را از یک حرکت فیزیکی ساده به یک مفهوم کنایی و اخلاقی در ادبیات فارسی طی کرده است.
در فرهنگ اسلامی و ترجمههای کهن، صفت فاعلی این فعل یعنی «واپسخزنده» اهمیت ویژهای دارد؛ چرا که در کتاب تاریخی ترجمانالقرآن، این کلمه به عنوان معادل دقیق واژه قرآنی «الْخَنَّاس» در سوره مبارکه ناس به کار رفته است. خناس یا همان واپسخزنده، اشاره به شیطانی دارد که با ذکر و یاد خدا کوچک شده، به عقب میخزد و پنهان میشود. این مفهوم در شعر بلند مرتبه مولانا در مثنوی معنوی نیز تجلی یافته، آنجا که میفرماید: «برگرفت آن آسیا سنگ و بزد / بر مگس تا آن مگس واپس خزد» که نشاندهنده کاربرد دقیق آن در عقب راندن مزاحم یا دشمن است.